درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٦ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
مثلا احاطه و آگهى بر حقيقت آتش وجود طبيعى دارد كه در خارج سوزانيده و با حرارت ميباشد و مرحله وجود مثالى كه بشر آن را تصور نموده و به حرارت وحدت آن تصديق مىنمايد و مرحله ديگر مقام تعقل آتش است كه از چه پديد آمده.
همچنانكه آيه (أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها) اشاره بجنبه تعقل و بيان حقيقت و حد وجودى و آثار و اسرارى است كه بر حسب نظام خلقت در آتش نهاده شده است بهمين قياس افراد كامل از دانشجويان مكتب قرآن كه باصول توحيد و معارف و فضايل اخلاقى بحقيقت آگاه بوده و با بصيرت بحقايق آشنا باشند.
بهمين منوال انسان موجود طبيعى است و سير و سلوك و حركات جوهرى دارد و مرحلهاى از او وجود مثالى و ادراكى او است كه هر چه بخواهد احاطه و آگهى بيابد از طريق بكار بردن نيروى درونى تصور و تصديق و صورت علمى و تفكر خواهد بود كه وجود مثالى آن مجرد از ماده و وضع است مانند عقايد ايمان و فضايل اخلاقى و اعمال صالحه كه همه وجودات ذهنى و ادراكى و مجرد از ماده و وضع مىباشند و از جمله كمالات و شؤون روانى و صورت علمى بشر معرفى مىشود.
و همچنين نقطه مقابل آن مانند ادراكات كفر و شرك و رذايل خلقى و اعمال طالح و تبهكارى كه آن نيز وجود مثالى و ادراكى روانى است و سبب ظلمت و تيرهگى روح و روان انسان خواهند بود.
و مقام ديگر وجود عقلانى انسانى است كه در اثر كمال ايمان و شهود حقايق و فضايل اخلاقى و ملكات فاضله بمقام عالى از انسانيت رسيده و ثبات و استقامت از لحاظ كمالات روانى داشته و اهل ايمان كامل و اولياء ابرار از پيروان مكتب قرآن ممكن است در اين جهان بمقام عقلانى نايل شوند و ثابت و بطور ملكه و صفت واجد مقام عالى انسانى باشند.
بر اين تقدير بعض اهل ايمان پيروان مكتب توحيد و قرآن در اين جهان واجد