درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٤ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
ننمايد بالاخره مشيت ابتداء عزيمت بر فعل است.
و مطلبى كه بايد يادآورى نمود آنست كه اين امور يعنى مشيت و اراده و قضاء و تقدير ساحت كبريائى نسبت بامورى است كه در نظام خارج واقع مىشود و بايد اين مراحل از مشيت و اراده و تقدير و غيره را داشته باشد و اين مراتب اختصاص بافعال كونيه خاصه دارد نه بقياس فعل مطلق و ابداع حق تعالى زيرا مشيت آن مندك در اراده است و هر دو عين علم و قدرت ذاتى و همه صفات عين ذات كبريائى است بدون اعتبار كثرت و تفصيل زيرا همه صفات عين ذات و هرگز زائد بر ذات كبريائى نخواهد بود.
و تمام صفات راجع بحقيقت هويت حقه مىشود از نظر اينكه ذات احديت كبريائى در اقصى درجه تجرد و قائم بذات و استقلال است و عالم بذات كبريائى مىباشد ذاتى كه بذات خود مبدء كل اشياء است ذاتى كه بطور اطلاق قادر وحى است در نتيجه او علم محض و عالم بذات قدس مىباشد و نيز عالم است باينكه ذات كبريائى او مبدء كل است و نيز قادر است و بحقيقت عالم و قادر بهمه اشياء خواهد بود زيرا كه عالم بذات خود بمحض علم مىباشد و اينكه مبدء و خالق اشياء است و بفرض كه عالم نباشد از ذات خود باشياء لازم آنست كه بذات خود عالم نخواهد بود.
يعنى چنانچه بفرض در اثر علم بذات قدس خود عالم و قادر است باشياء نباشد لازم آنست كه بخود نيز عالم نباشد و منزه از امكان و نقص است.
و نظر باينكه ذات كبريائى علم بذات است و نيز علم باينكه مبدء و خالق اشياء است لا محاله راضى خواهد بود بصدور اشياء از ذات خود و از او اشياء منبعث شوند و نيز در اثر محبت بذات كبريائى خود لا محاله اراده بآثار خود دارد زيرا كه محبت بذات مستلزم محبت بآثار و نشانه و مظاهر به تبعيت ذات قدس خواهد داشت بهر قياس علم او بذات كبريائى علم باشياء و اراده اشياء است اين اراده خالى از نقص و از غايت و غرضى است كه غير ذات قدس كبريائى ميباشد.