درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٥ - قوله(ع) قال له السائل فله انية و مائية قال نعم لا يثبت الشيء الا بانية و مائية
بوجود مخلوق و محدود ذهنى و متصور او را ثابت نمودهاى و اين تحديد است.
خلاصه در اثر وجود ذهنى و متصور خالق جهان را تعريف نموده او را محدود نمودهاى.
در پاسخ امام عليه السّلام فرمود از طريق موجود ذهنى و متصور ذات ساحت او را اثبات نموده بدون اينكه او را محدود نمودهام زيرا اثبات موجودى غير از محدوديت او است و بوسيله موجود ذهنى محدود و بطور عنوان اصل وجود او را اثبات نموده نه محدوديت او را و واسطهاى ميان نفى و اثبات نخواهد بود.
قوله (ع): قال له السائل فله انية و مائية قال نعم لا يثبت الشيء الا بانية و مائية:
بيان آنست كه هر موجودى ناگزير وجودى دارد و حقيقت كه از آن وجود انتزاع و معرفى مىشود و لفظ وجود اطلاق مىشود بر وجود حقيقى و بسيط كه ماهيت آن نيز وجود بسيط است و نيز بر موجودى كه محدود بماهيت و داراى نقص وجودى و محدوديت است و وجود غير از ماهيت است و موجود واجب بسيط از نظر علو مقام قابل ادراك و احاطه نخواهد بود و از آثار بايد اصل وجود او مورد ادراك و فهم قرار بگيرد ولى حقيقت آن مجهول خواهد بود.
و هر موجود ممكن مركب از وجود و ماهيت و حد است از اين نظر وجود امر زائد بر اصل ذات خواهد بود و مقتضاى ذات و باطن آن عدم و لا شىء است.
از اين نظر موجود ممكن اجوف و ميان تهى معرفى شده در اثر اينكه درون و باطن آن كه ذات است لا شىء محض بوده و وجود كه بر آن احاطه نموده و آن را محدود نموده غير از لا شىء است بالاخره موجود آميخته بعدم مانند تابش نور عرضى بر جسم تيره و تاريك است و ساحت كبريائى موجود حقيقى كه ماهيت و حقيقت او حاق وجود و بساطت است و شائبه غير وجود حقيقى و كمالات وجوبى نخواهد بود.
خلاصه ثابت نمىشود موجودى جز بانية يعنى جز بوسيله وجود و جزء عدمى