درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٧ - قوله(ع) و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن الله
الهى در حيطه قدرت بشر خواهد بود و صدور امر و نهى شاهد آنست كه واجبات و وظايف در حيطه قدرت بشر خواهد بود.
بالاخره طريق اطاعت و امتثال اوامر الهى براى بشر ميسر است و خارج از قدرت آنان نخواهد بود و گر نه امر بآن بر خلاف اقتضاء و طاقت بشرى خواهد بود.
و آن شاهد قطعى است كه حق تعالى در بشر نيروى اختيار نهاده كه عملى را چنانچه بخواهند انجام دهند بتوانند و نيز بتوانند ترك نمايند.
بالاخره فعل و ترك آن عمل و وظيفه يكسان تحت اختيار آنان باشد و براى بشر امكان صدور فعل و يا ترك عمل در حيطه قدرت و اختيار بشر باشد.
قوله (ع): و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن اللَّه:
بيان آنست كه اقدام بشر باداء وظايف دينى لا محاله در اثر نيروى اختيارى است كه در كمون بشر نهاده.
بالاخره فعل صادر از بشر بمباشرت او پديد آمده ولى در اثر اينكه بشر وجود او ربط محض به آفريدگار جهان است فعل و اثر او نيز اين چنين خواهد بود.
بالاخره فعل اختيارى و مبادى آن از قبيل تصور و تصديق و قضاوت و حكم در باره صدور عمل وظيفه واجب همه موجودات روانى هستند كه وابسته باذن و مشيت ساحت كبريائى خواهند بود در نتيجه هر فعل اختيارى صادر از بشر بر پايه نيروى غيبى و مشيت ساحت كبريائى خواهد بود يعنى فعل صادر واحد است كه به نيروى مباشرت فاعل و اختيار او وابسته است و نيز بطور طولى بر پايه اراده قاهره حق سبحانه خواهد بود فعل صادر واحد است ولى بمباشرت و اراده فاعل مختار صادر شده و همين فعل اختيارى صادر بر پايه نيروى غيبى و اراده قاهره كبريائى نهاده شده كه از آن تعبير باذن مىشود.
بهمين قياس ترك عمل وظيفه نيز كه باختيار مكلف صورت گرفته آن نيز بقضاوت و صدور حكم تمرد و مخالفت با وظيفه الهى بوده آن ترك عمل وظيفه نيز