درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٣ - شرح
اى بزرگتر از هر موجودى است و شيئيت را جنس و نوع براى ساحت آفريدگار معرفى نمودهاى در صورتى كه مقام كبريائى نه در ذات و نه در صفات هم جنس و يا هم نوع ندارد و كبر و صغر يعنى بزرگى و كوچكى از صفات ماديات و اجسام است.
بالاخره از بزرگى او نبايد بموجودى چه مادى و يا غير مادى قياس نمود مثلا نبايد گفت (اللَّه اكبر من العرش او من العقل) و همچنين نبايد گفت (اللَّه اكبر من كل شىء) زيرا لازم آن محدوديت ساحت كبريائى است گر چه بطور اجمال باشد او را محدود نمودن صحيح نيست بلكه بايد گفت
(اللَّه اكبر من ان يوصف)
از اين كلام محدوديت استفاده نمىشود زيرا صفت اكبريت را اضافه به چيزى ننموده بلكه مفاد اين جمله آنست كه ساحت كبريائى از عظمت قابل وصف نيست يعنى داراى عظمت و قهر زياده بر وصف و بيان و بىنهايت است.
بعبارت ديگر در قبال عظمت و كبريائى او هيچ چيز مفهوم ندارد كه بتوان با او قياس نمود و ساحت كبريائى او را بر آن امر موهوم فضيلت داد و ساحت او را اكبر معتقد شده زيرا هر چه فرض شود هالك و بخود فانى و نابود است و هر موجودى در قبال كبريائى او مضمحل و نابود و بلا مفهوم خواهد بود.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)