درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦ - قوله(ع) انى انا الله لا اله الا انا خالق الخير و الشر
و مكتب قرآن پيروى نمايند و انتظام امور بشر بر پيروى از اصول توحيد كه يگانه سبب رحمت ساحت كبريائى بر جوامع بشرى است استوار خواهد بود.
و مفاد جمله (وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ) نيز ناظر باين حقيقت است كه غرض از اختلاف طبيعى افراد بشر و انتظام امور زندگى آنان آنست كه همه افراد از مكتب توحيد و از دين اسلام و برنامه مكتب عالى قرآن پيروى نمايند و در مرام دينى متحد باشند كه سبب مىشود ساحت كبريائى رحمت خود را شامل جوامع اسلامى بفرمايد از نظر اين كه غرض از خلقت آنان پيروى عموم از اصول توحيد و از برنامه اعتقادى و خلقى و عملى آنست كه انتظام امور و سعادت هميشگى بشر بر آن استوار خواهد بود.
قوله عليه السّلام (و ويل لمن يقول كيف ذا و كيف هذا) بيان شبهه آنست كه چنانچه خيرات و حوادث شر بر اساس اراده قاهره و قضاء و تقدير و مكتوب بطور حتم باشد و قبل از نظام خلقت و در ازل اين چنين قضاء نموده و تقدير فرموده باشد در باره بشر كه سرنوشت هر يك اين چنين نوشته و ثابت و مستقر باشد چگونه ميتوان در آن باره تغيير و يا تحولى رخ داد و بشر از سرنوشت و مقدرات خود كوچكترين انحرافى بيابد و آنچه خواسته او است در باره خود در نظر بگيرد اين چنين اشكال بنظر ميرسد با عدل قدس كبريائى بچه طريق ميتوان آن را تطبيق كرد.
پاسخ از اين شبهه از شرحى كه در روايات گذشته ذكر شده استفاده مىشود.
و خلاصه اينكه آنچه در ازل ساحت كبريائى در باره بشر و چگونگى سير و سلوك و كمال او حكم فرموده بطور مرموز در اثر صلاحيت و قابليت مورد حكم است و بعبارت ديگر در اثر مسألت ذاتى و وجودى هر فردى از بشر است زيرا حكم كبريائى و تقدير او پاسخ مسألت وجودى هر فردى از بشر در آن نشئه قدس است و تا هنگام كه مورد صلاحيت و اقتضاء بتناسب همان نشئه نداشته و اظهار و مسألت مرموز ذاتى ننموده باشد هرگز ساحت كبريائى حكم و قضاء بدون سؤال در مورد مبهم نخواهد فرمود.