درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٣ - قوله(ع) فكل محمول يحمله الله بنوره و عظمته و قدرته لا يستطيع لنفسه ضرا و لا نفعا و لا موتا و لا نشورا
همه گونه تحولات و تفكرات و تعقل كه حركت جوهرى هر فردى از بشر هر لحظه قائم بنور حقيقى الهى است.
با توجه باينكه روح و نيروى عاقله بشر بحد وجودى خود همان حركات و تفكرات و تعقل است كه از جمله حركت جوهرى و سير كمالى و استكمال بشرى است و مباين و مغاير با روح و نيروى عاقله نخواهد بود و همه آنها وابسته بنور عظمت و شعاعى از قدرت مقام كبريائى و قائم باو خواهد بود.
و نيز با توجه باينكه فيض و نور وجود بر اعضاء و جوارح بشر بر هر لحظه آن نيز بوساطت نور وجود روح و نيروى عاقله خواهد بود.
در حقيقت هر يك از حركات ارادى افراد بشر سير جوهرى و عبارت از تابش نور و شعاعى از نور عظمت كبريائى است كه بشر را به سير و سلوك و حركت بسوى مقصدى سوق ميدهد.
و نظر باينكه وجود مساوق با نور و مقول بتشكيك است و داراى شدت و ضعف و بوسيله اين وجود ربطى هر موجودى با ساحت كبريائى ارتباط مىيابد و رابطه وجودى رابطه نورى است كه ساحت كبريائى هر موجودى را بدان وسيله حمل مينمايد و قوام وجودى آن موجود را بپاميدارد و قيومت هر موجودى را بعهده دارد مثلا رابطه بشر از طريق روح و نيروى عاقله و ادراك است كه هر لحظه در حيطه شهود و قدرت ساحت كبريائى خواهد بود و از طريق رابطه روح بدن عنصرى نيز مورد حمل و قيام قرار ميگيرد يعنى قيام و قوام وجودى بدن عنصرى از طريق روح تأمين مىشود و قيام و قوام روح بنور كبريائى است و به تبع آن بدن عنصرى نيز وابسته بفيض است.
كريمه اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كه در روايات گذشته ذكر شده نيز شرحى در اين باره مورد توجه قرار گرفته است كه توام موجودات علوى و قدسى و كرات بيكران و زمين پهناور و موجودات آنها باستناد نور حقيقى ثابت و قائم بذات خواهد بود و همه موجودات اشعه از نور حقيقى و قائم باو خواهند بود همچنين حركات