درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٧ - شرح
به بسيط و قهار و محيط بر همه موجودات تعبير شده و نيز بكلمه قيوم تفسير شده است.
و از مفاد آيه مباركه ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ استفاده شده باينكه از جمله صفات مقام كبريائى آنست كه هيچ موجودى تحقق نپذيرد جز اينكه ساحت كبريائى بر آنها احاطه داشته يعنى هر دو موجود عددى كه مباين يك ديگرند چنانچه مورد فرض و اعتبار قرار گيرد ثالث آنها و محيط بر آنها ساحت كبريائى خواهد بود.
بهمين قياس چنانچه هر يك از سلسله موجودات متباين و بطور عدد الى ما لا نهاية له گفته شود هرگز سه موجودى مورد فرض قرار نگيرد جز آنكه رابع آنها و خامس آنها تا آخر بىهايت اعداد جز اينكه ساحت كبريائى بعنوان موجود فرد ديگر كه محيط و قيوم و قاهر بر همه آنها است بر آن اعداد خواهد بود.
مثلا هرگز موجوداتى كه بالغ بر عدد عشرين باشد تحقق و مورد فرض قرار نگيرد جز اينكه واحد و عشرين بر آنها احاطه دارد و از موجود حقيقى تعبير برابع بر ثلثه و يا خامس بر اربعه نموده از نظر اينكه مثلا عدد ثلثه يعنى سه نفر چنانچه بفرض باشد از نظر اينكه اين افراد در يك ديگر مباين و جدا هستند ولى فرد واحد ديگر كه بر همه آنها احاطه دارد و قيوم و قاهر بر هر يك از آنها ميباشد بر آنها حاضر و ناظر و قيوم همه آنها خواهد بود.
بعبارت ديگر از جمله صفات احاطة و شهود مقام كبريائى چنان است كه هرگز در نظام جهان دو موجود و يا دو فرد از بشر بهم پيوست و يا بفرض نخواهد بود جز اينكه ساحت كبريائى ثالث آنها خواهد بود يعنى دو موجود مباين از يك ديگر دو فرد از بشر و يا دو حجر و كتاب مثلا محال است تحقق بپذيرد جز اينكه فرد ديگرى بعنوان ثالث كه بر آنها احاطه دارد و حافظ هر يك از آن دو است ولى مثل آن دو نخواهد بود بلكه ثالثى است كه حافظ آن دو و قاهر بر آن دو خواهد بود.
و اين جمله (ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ) بيان احاطه قاهره كبريائى است كه هرگز دو و يا سه و يا هر عدد بىنهايت از موجودات آلاف از افراد بشر صورت