درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٨ - قوله(ع) ثم خلقها وسيله بينه و بين خلقه يتضرعون بها اليه و يعبدونه و هى ذكره و كان الله و لا ذكر
ميان موجود حقيقى كه با زمان معيت دارد ولى معيت كه سبب تغير او نخواهد بود بلكه معيت او بطور قيوميت است و ميان معيت كه راجع بزمان است و ساحت كبريائى موجودى است كه وجود او ذاتى و غير زايد است و همچنين صفات كمال وجودى او نيز ذاتى و غير زايد است و منزه از اينكه با زمانيات مقارنت ذاتى داشته باشد جز بطور معيت قيوميه.
ذات كبريائى واحد حقيقى واحد بوحدت ذاتى است چه از نظر ذات كبريائى او كه غيب الغيوب است و يا از نظر مقام اسماء حسنى و صفات عليا كه سبب تركيب و يا كثرت ذات قدس نخواهد بود زيرا صفات كمال لازم وجود حقيقى و عين آنست علم شهودى ساحت كبريائى از ازل و قبل از خلقت همانند علم و احاطه شهودى او است بعد از خلقت و هرگز از خارج كسب علم و احاطه نخواهد نمود.
قوله (ع): ثم خلقها وسيله بينه و بين خلقه يتضرعون بها اليه و يعبدونه و هى ذكره و كان اللَّه و لا ذكر:
بيان آنست كه اعلام صفات ذاتى توسط رسولان بمردم از نظر آنست كه وسيلهاى باشد كه قلوب و افكار بشر را بسوى ساحت كبريائى متوجه سازد و از شئون تعليم و تربيت بشر و غرض از خلقت است و چنانچه صفات كامله و اسماء شريفه كبريائى خود را توسط رسولان اعلام نمىفرمود محال بود كه بشر بتواند بكمالات ذاتى كبريائى او راه يابد بعبارت ديگر از جمله وظيفه صفت ربوبيت آنست كه وجود واحديت و كمالات وجودى خود را به بشر اعلام فرمايد و گر نه نقض از نظام خلقت است و بخل لازم مىآيد رذيله بخل از نقص و امكان است.
همچنان كه كريمه وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها مبنى بر ترغيب بقيام دعوت و اظهار انقياد و حاجت است كه وظيفه بشر معرفت صفات كبريائى و قيام بسپاسگزارى از نعمت معرفت و ساير نعمتهاى ديگر است كه بشر را از هر سو فرا گرفته است.
بديهى است بيان وظيفه تعليم و تربيت بشر نيز باعلام اسماء و صفات و اينكه