درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٨ - قوله عليه السلام و كيف يحمل حملة العرش الله و بحياته حييت قلوبهم و بنوره اهتدوا الى معرفته
و محتمل است تمثل فرشتگان مقرب بحضور ابراهيم خليل عليه السّلام مبنى بر مژده فرزند بابراهيم عليه السّلام و يا اعلام هلاكت قوم لوط و نظائر آنها مانند رؤياى ذبح اسماعيل عليه السّلام مرتبهاى از ارائه ملكوت اشياء بابراهيم عليه السّلام باختلاف مراتب و درجات ارائه باشد
قوله عليه السلام: و كيف يحمل حملة العرش اللَّه و بحياته حييت قلوبهم و بنوره اهتدوا الى معرفته:
بيان آنست كه هر موجود و آفريدهاى در اثر وجود عاريتى كه بآن افاضه شده نور غيبى و نيروى مؤثرى است كه آن را بوسائط با انوار قاهره و مدبره ربط ميدهد و محكوم تدبير نيروها بوده و هر موجود عاريتى بر اساس حركت و جهش و سير بسوى تكامل خواهد بود.
مثلا نباتات در اثر رابطه وجود عاريتى نور حسى عوامل طبيعى بآنها تابيده هر لحظه آنها را بسوى كمال و مقصدى كه براى هر يك در نظر گرفته شده و بر حسب سنت سنيه و قاهره كبريائى براى آن مقرر شده سوق داده و در اثر تابش نور غيبى و نيروى حسى و عارضى مثلا تابش نور و حرارت خورشيد و ساير عوامل طبيعى بحركت در مىآيد پس وجود نبات عارضى و عاريتى و حركت آن نيز در اثر نور و حرارت پى در پى است كه بآن مىتابد و آن را بحركت در مىآورد.
بهمين قياس بشر كه غرض اصلى است از فيض وجود عاريتى هر لحظه بهرمند گشته و در مقام حركت و سير تكاملى خواهد برآمد وجود عاريتى هر فردى از بشر عبارت از رابطه وجودى با انوار قاهره و نيروهاى غيبى است كه بالاخره از اشعه نور الانوار منبعث شده و همچنين حركت و سير كمالى ذاتى و يا ارادى يعنى افعال و حركات ارادى و اختيارى خود نيز در اثر تابش نورى است كه او را بحركت در مىآورد و از طريق اختيار يعنى نيروى اختيار در اثر تابش نور بحركت در مىآيد و بسوى مقصدى كه در نظر گرفته است رهسپار خواهد گشت.
در نتيجه اينكه هر فردى از بشر چه در رابطه وجود عاريتى خود ارتباط با انوار