درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٨ - و ما أصابك من سيئة فمن نفسك
ولى غرض اصلى از نظام خلقت سلسله بشر است كه در مقام آزمايش و آموزش برآيد و طريقه انقياد و اطاعت را بپذيرد و از نعمتهاى بىشمار مادى و روانى و فردى و عمومى و اجتماعى كه حق تعالى دسترس بشر نهاده استفاده نمايد و در طريقه كسب فضيلت و عبوديت بكار بندد و نيروى قبول و پذيرش بشر نسبت بنعمتهاى حق تعالى نسبت لا يتناهى بامر محدود است كه چنانچه اهل ايمان در مقام اطاعت و انقياد برآيد همه فيوضات حق تعالى را به خير و صلاح تلقى نموده با توجه باينكه اطاعت و پذيرش اهل ايمان نيز فضل مرموزى است كه حق تعالى نصيب او نموده است و پا به كمالات نامتناهى بر قبول و پذيرش است.
با اين بيان آشكار شد كه همه نعمتهاى مادى و معنوى ظاهرى و باطنى كه دسترس بشر قرار گرفته مستند بمقام كبريائى و بفضل او است و ايمان و سعادت و هر فضيلت و كمال كه بشر كسب نموده مستند بفضل و خير و صلاح است كه مقام كبريائى اهل ايمان را از آن بهرمند فرموده است و بايد در مقام سپاس از نعمت كه بهرمند گشته برآيد پس از اينكه ساحت كبريائى را بذات قدس او را سپاسگزارى نمايد زيرا شكر ذات منعم حقيقى اولى است از شكر نعمتهاى او و بما هو منعم حقيقى است.
وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ.
بيان توحيد افعالى است كه هر چه از آثار نكوهيده و گناهان و رذائل خلقى و حوادث ناگوار به بشر وارد شود مستند بسوء اختيار و تيره بختى و تمرد بشر خواهد بود از نظر اينكه از بذل نعمتهاى حق تعالى كه دسترس بشر نهاده استفاده ننموده و آنها را از دست داده و در غير مورد شايسته صرف نموده از بهره آن نعمتها محروم و بىنصيب خواهد گشت.
مثلا از عمر و سلامت و يا از جوانى خود استفاده ننموده و همچنين به سلامت اعضاء و جوارح خود كه آنها را حق تعالى دسترس او نهاده توجه ننموده و ببطالت و اوهام و خيالات بيهوده گذرانيده و به گناهان و لذائذ زودگذر و موهومى خود را