درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٦ - قوله عليه السلام ما أصابك من حسنة فمن الله
كه خير و صلاح است از فيوضات كبريائى است كه به بشر موهبت فرموده و او را معرض آزمايش درآورده و نيروى اختيار كه در اعمال خير و صلاح بكار برد ظهورى از حسن تدبير ساحت كبريائى است كه به قدرت و فضل او بشر توانسته است اقدام باعمال خير روانى و صلاح بدنى بزند و بكمال منظور نايل گردد.
بالاخره هر چه از كمالات و فضايل بشر استفاده نمايد بموهبت حق تعالى است كه در اختيار بشر نهاده و او را بفضل خود توفيق داده كه بتواند در مقام كسب فضيلت و سعادت برآيد و از طريق قواى عاقله و تفكر و جوارح خود استفاده نمايد و نيز بفضل حق تعالى به كمالاتى نايل گردد و همه بر اساس نعمت و فضل و حسن تدبير است از هر سو و از سوى ديگر قبول و پذيرش اهل ايمان و انقياد او است كه آن نيز ظهورى مرموز از خير و صلاح مقام كبريائى است.
جمله بيان قاعده كلى است كه هر چه از خير و صلاح و كمال باشد از ناحيه مقام كبريائى است و بصورت وجود و شعاع نور هستى در جهان بظهور ميرسد.
بالاخره آنچه از اعمال خير و صلاح كه بشر بجا آورد بر حسب نظر دقيق و توحيد از موهبت كبريائى است كه به بشر موهبت فرموده و از فضل بىنهايت خود اهل ايمان را توفيق داده كه نيروهاى روانى و بيرونى خود را بكار بندد و اقدام بايمان و اعمال صالحه و آثار خير بنمايد و اساس آنها سعه نور وجود و هستى است كه حق تعالى باهل ايمان افاضه فرموده است با توجه به نيروى قبول و پذيرش و اطاعت و انقياد قلبى و روانى و جوارحى كه آن نيز از جمله اصابه خير و صلاح است كه حق تعالى اهل ايمان را مورد افاضه قرار داده است:
مثلا حق تعالى اهل ايمان را توفيق داده بايمان و اعمال صالحه كه همه آنها امر وجودى است كه بشر از نعمتهاى بىشمار كه حق تعالى دسترس او نهاده در مقام استفاده و پذيرش برآمده است.
بديهى است كه خالق اولى است باثر خير و صلاح و هر نعمت ظاهر و مرموز