درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٢ - قال ابو عبد الله(ع) لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم
و نفهميده باشيم هرگز به ساحت كبريائى معرفت نخواهيم داشت و توحيد و خداشناسى خارج از قدرت بشر بوده و ساقط خواهد شد بلكه فقط از طريق معرفت معانى و وجود ذهنى مفاهيم اسماء و صفات بشر ميتواند به وجود و وحدانيت ساحت كبريائى معتقد شود.
خلاصه فقط وسيله اعتقاد بتوحيد همانا وجود معانى و مفاهيم در ذهن و تصور و تصديق معانى است كه مصداق خارجى و حقيقت آن معانى و مفاهيم ذهنى ساحت كبريائى خواهد بود.
بالاخره معانى ذهنى و مفاهيم اسماء و صفات عنوان هستند براى معرفت ساحت كبريائى و معانى و مفاهيم ذهنى موجودات و مخلوق فكر و انديشه بشرند فقط عنوان وسيله معرفت مقام كبريائى خواهند بود.
پاسخ ديگر امام عليه السّلام آنست كه گرچه وسيلهاى نخواهد بود براى معرفت ساحت كبريائى جز از طريق وجود ذهنى مفاهيم اسماء و صفات كه كلى هستند ولى از خصوصيات صفات و كمال وجودى آنها مىفهميم كه ساحت كبريائى از نظر بساطت وجودى قابل فهم و ادراك بحقيقت نبوده و زياده بر فكر و احاطه بشرى است و از طرفى نيز بطور بداهت آنچه در حيطه فكر و انديشه بشر قرار گيرد موجود ذهنى و محدود و حادث و باطل خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از آنست كه مورد ادراك ذهنى بشر قرار بگيرد و شناخته شود و نهايت معرفت بشرى از طريق مفاهيم ذهنى كلى است و شاهد آنست كه فوق طاقت و فكر بشرى است.
نتيجه اينكه وجود حق تعالى را تصديق مىنمائيم كه زياده بر افق افكار بشرى بوده و قابل احاطه و فهم نخواهد بود و بالاخره در اثر اينكه از اسماء و صفات استفاده مىنمائيم كه موجود واجب و بسيط و حد وجودى او وجود و وجود نامحدود است يعنى ماهيت و حقيقت او وجود بسيط است لا محاله وجود و وحدانيت او و همچنين صفات او مجهول الكنه بوده و موجود حقيقى و بسيط ازلى خواهد بود و بدون سبب