درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨١ - قوله(ع) و يصمد اليه كل شىء
و معناى صفت صمد آنست كه در ساحت قدس هيچ گونه شائبه كثرت كه خلل بوحدت و وحدانيت كبريائى او برساند نخواهد بود بعبارت ديگر هر موجود ممكن مركب از وجود و ماهيت وحد است از اين نظر وجود امر زائد بر اصل ذات خواهد بود و مقتضاى ذات و باطن آن عدم و لا شىء است از اين نظر موجود ممكن اجوف و ميان تهى معرفى شده در اثر اينكه باطن آن كه ذات است لا شىء محض بوده و وجود كه بر آن احاطه نموده و آن را محدود نموده غير از لا شىء است.
بالاخره موجود آميخته بعدم مانند تابش نور عرضى بر جسم تيره و تاريك است و ساحت ربوبى موجود حقيقى كه ماهيت و حقيقت او حاق وجود و بساطت است در او شائبه غير وجود حقيقى و كمالات وجوبى نخواهد بود و از اين حقيقت تعبير به كلمه صمد مىشود.
قوله (ع): قدوس يعبده كل شىء.
منزه و مبرى از نواقص و امكان است و لازم اين مقام از عظمت و كبريائى و طهارت از نواقص آنست كه همه موجودات به خارى و به ذل عبوديت محكوم هستند و بهره وجود و نور وحدت قهر او هر موجودى را فراگرفته است و آن را محكوم بتدبير مقام عظمت كبريائى نموده است و هر موجودى كه بهرهاى از هستى دارد بهمان قدر محكوم خواسته و تدبير ساحت كبريائى بوده و مرهون و در حيطه قدرت و قهر مقام كبريائى قرار خواهد گرفت
قوله (ع): و يصمد اليه كل شىء:
لازم تابش نور وجود آنست كه هر لحظه مورد جذبه اراده و مشيت مقام كبريائى قرار گيرد و در اثر جذبه فيض وجود هر موجودى بسوى او اظهار حاجت خواهد نمود و بدان وسيله بمقصدى كه براى آن مقرر شده نائل گردد.