درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨١ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
وجودى خود نمودهاند و فرصتى را از دست ندادهاند اين چه اختلاف و تبانى غريزه است كه در جامعه بشريت و اجتماعات فرمانروا است و هرگز تغيير پذير نخواهد بود و در هيچ يك از اعصار و ادوار بشريت اين حكم و قانون مرموز نسخ و يا تغيير پذير نبوده و نخواهد بود.
(قوله و هذا من رحمة اللَّه و عدله)
مبنى بر تفسير جمله متصله است همچنانكه آيه وَ/ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ نيز ناظر باين حقيقت مرموز است كه نظام مرموز و يك نواخت و ثابت و غير قابل تغيير جهان خلقت مسطورهاى از نظام شريف ربوبى است كه رحمت و عدل و اعتدال و صلاح در همه جوانب آن فرمانروا است.
بديهى است همچنانكه نظام كبريائى قابل درك نيست و فوق حيطه و قدرت قدسيان و ارواح قدسيه است بهمين قياس نظام رحمت و عدل و انتظام و صلاح يك نواخت كه در تمام شئون و جوانب جهان جارى و فرمانروا است هرگز قابل احاطه و درك نخواهد بود.
با توجه باينكه عطف كلمه و عدله در جمله و هذا من رحمة اللَّه و عدله مبنى بر تفسير آيه كريمه وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ است كه فيوضات رحمت مقام ربوبى هر موجود و پديدهاى را فرا گرفته است و هرگز قابل تخصيص و استثناء نخواهد بود.
و صريحا بيان آنست كه صفات متقابل با رحمت و رأفت مانند صفت انتقام و قهر كه از جمله صفات فعل مقام ربوبى معرفى شده هرگز بر حسب حقيقت تقابل و اختلاف و تباين ندارند بلكه تحت عنوان رحمت و رأفت واسعه مقام ربوبى است كه هر موجود و پديدهاى را فرا گرفته است نهايت با نظر دقيق باينكه حقيقت رحمت و رأفت كه بصورت انتقام و قهر خودنمائى مىنمايد از نظر دقيق باينكه حقيقت رحمت و رأفت كه بصورت انتقام و قهر خودنمائى مىنمايد از نظر غرض ثانوى است همچنان كه شرور و معاصى و گناهان در نظام وجود مورد اراده كبريائى قرار گرفته بشهادت اينكه در نظام خارج تحقق پذيرفته است.