درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٦٠ - قوله(ع) و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن الله
و درونى و جوارحى خود از جمله مشيت او كه صفت روانى است شعاع و ظهورى نازل از مشيت مقام كبريائى خواهد بود با توجه باينكه شعاع و ظهورى نازل است كه آميخته با اراده و خواست و نيروى اختيار فاعل است يعنى حق تعالى فعل فاعل را با قيد نيروى اختيار و اراده خواسته و در حيطه مشيت قاهره خود قرار داده است و آنچه مورد مشيت قرار گرفته امر مشخص از هر لحاظ يعنى فاعل و فعل و زمان و مكان و از جمله صفت اختيار فاعل كه صفت بارز است و هرگز مورد مشيت كبريائى امر مبهم نخواهد بود و معناى تقدير كه مرتبه نازل از قضاء ربوبى است همين تشخصات فعل و حادثه است.
و بر حسب روايت شريفه از امام صادق عليه السّلام در اصول كافى آمده است باينكه
(لو ان اهل السموات و اهل الارضين اجتمعوا على ان يضلوا عبدا يريد اللَّه هدايته ما استطاعوا ان يضلوه)
. بيان آنست كه چنانچه بنده اهل ايمان كه ساحت ربوبى از نظر صلاحيت ذاتى و انقيادى او هدايت و سعادت او را خواسته باشد بفرض كه نيروهاى معنوى و مادى و طبيعى را صرف اضلال و دعوت و ترغيب او بضلالت نمايد هرگز ميسر نخواهد بود استفاده مىشود كه معيار برخاسته ذاتى و درونى و انقياد او است و شاهد آن مشيت مقام كبريائى است و نيروهاى ديگر علل عارضى و خارجى است غير مؤثر خواهد بود.
و در ذيل روايت فرمود بدليل اينكه در صورت ساحت كبريائى فردى از اهل ايمان را بخواهد كه خير باو رو آورد آنست كه طيّب روحه يعنى روح و روان او را نور و صفاء بخشد و آنچنان حريص بامر خير و صالح گردد كه هر عمل صالح را كه بشنود آن را تلقى بقبول نمايد و عمل قبيح و طالح را بشنود با صميم قلب از آن تبرى نمايد در اثر صلاحيت درونى و انقياد روانى او.
همچنانكه در روايت اصول كافى سليمان بن خالد از امام صادق (ع) روايت نموده كه فرمود
(ان اللَّه اذا اراد بعبد خيرا نكت في قلبه نكتة من نور و فتح مسامع