درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩١ - قوله عليهما السلام اوسع مما بين السماء و الارض
٢- ساحت كبريائى مبدء هر مخلوق و منتهى اليه هر آفريده است و وجود او ازلى و ابدى و در باره ساحت قدس او قبل و بعد زمانى مفهوم ندارد.
٣- اشياء و موجودات بر حسب طبايع هر يك گواه آنست كه خالق آنها منزه از غريزه جسمانيت و يا نفسانيت است كه در كمون دارند و گر نه لازم مىآيد كه خالق و مخلوق يكسان باشند.
٤- موجوداتى كه آفريدهاند زمان ماضى و استقبال و حال در آنها جارى و فرمانروا خواهد بود و محكوم اين گونه تدبير هستند شاهد آنست كه خالق جهان از اين منقصت منزه است و خالق وقت و زمان و موجودات زمانى هرگز با خلق و فعل خود در رتبه وجودى يكسان نخواهد بود بلكه امتياز ذاتى و وجودى دارد و ساحت او از هر صفت نقص منزه خواهد بود و هرگز امرى و يا آفريدهاى از شهود كبريائى او پنهان نبوده بلكه همه قائم باويند.
٥- نظر باين كه وجود كبريائى ازلى و ابدى است هر فعل و اثر او كه از ساحت او صادر مىشود بايد بهمان تناسب ازل باشد زيرا فاعل زمانى مىتواند فعل زمانى كه از حوادث است انجام دهد بنا بر اين نسبت بآفريدگار و صدور فعل و اثر او تناسب با زمان ندارد و از جمله زمانيات نخواهد بود بلكه محيط بزمانيات بوده فعل و اثر كبريائى تناسب با ازل دارد همچنانكه وجود زمانى صدور فعل و اثر او در خارج از زمان محال خواهد بود.
٦- موجودات زمانى نسبت بيكديگر سبق و لحوق و متقدم و متأخر دارد به لحاظ زمانى كه آنها را در بر دارد و موجودات زمانى و همچنين امتداد زمان همه در وجود دهرى كه محيط بر عالم خلقت و طبع معيت خواهند داشت و زمانيات بطور مجموع معيت داشته سابق و لاحق و مقدم و متأخر در باره آنها مفهوم نداشته زيرا عالم طبع مانند نقطهاى در حيطه دهر قرار دارد.
٧- علم و احاطه كبريائى بزمانيات و مجموع عالم طبع قبل از وجود و هنگام