درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٧ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
نيز فاقد اختيار ميباشند بلكه حق تعالى فاعل ما يشاء و حاكم ما يريد است و فعل و ايجاد حق تعالى سبب ندارد و نيز قضاء و حكم و خواسته او قابل رد و نقض نخواهد بود و گفتهاند آيه لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ناظر باين حقيقت است و مفاد آيه آنست كه عقل بشر نميتواند اعمال و آثار كبريائى را تحسين نمايد و يا آثار قبح و گناهان را تقبيح نمايد بلكه هر چه صادر شود از حق تعالى صحيح است و قابل تقبيح نخواهد بود.
بر اين اساس اسباب تأثير حقيقى نخواهند داشت و ارتباط آنها با مسببات صورى و ظاهرى است و دخالت و تأثير حقيقى ندارند زيرا ساحت كبريائى در اجراى خواستههاى خود نياز به سبب و وسيله نخواهد بود و اراده او قاهر است و محتاج بوسيله نمىباشد ولى نظام جهان اين چنين مقتضى است كه هنگام اجراى هر امر وسيلهاى بكار رود بلكه همه اسباب و مسببات از مقام حق تعالى صادر مىشود اين قول از نظر تعظيم مقام كبريائى است كه هيچ موجودى تأثير ندارند و ايجاد و خلق و آفرينش هر پديده و هر امرى از امور اختصاص بمقام كبريائى دارد.
بديهى است بر اين مبنا كه حق تعالى در اجراى حوادث و امور نياز باسباب ندارد بلكه نظام و عادت چنين است كه هر امر و مسبب كه تحقق پذيرد بظاهر و بصورت سبب بكار رفته است.
و اين دو قول ضد يك ديگر و واقع در دو طرف افراط و تفريط است يكى بنام مفوضه و ديگرى بنام جبريه و هر دو بر خلاف حقيقت و واقع است و ساحت كبريائى منزه از نقص است كه مفوضه گويند باينكه قدرت لا يزالى را از خود سلب فرموده و بشر را فاعل بطور استقلال معرفى فرموده و اين امر محال است و سلب قدرت از ساحت كبريائى قابل نفوذ و تحقق نخواهد بود و هرگز مخلوق نميتواند در آثار خود و افعال خود مستقل باشد در صورتى كه وجود او ربط محض است چگونه در افعال و آثار و حركات خود ميتواند استقلال داشته باشد و گويند كه قبايح و شرور صادر از بشر بطور استقلال و بر طبق اراده قاهره بشر تحقق مىپذيرد نه باراده و قهر كبريائى در نتيجه سلب