درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٩ - قوله(ع) و لكن منزلة بينهما فيها الحق التى بينهما لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم
بآفريدگار است چگونه تصور ميرود در حركات و افعال خود بىنياز از فيض آفريدگار باشد گذشته از اينكه در ملك حقيقى مقام كبريائى حوادثى رخ دهد بدون اراده و مشيت ساحت قدس ربوبى اين فرض محال است و در روايت نيز وارده شده كه مفوضه مجوس امت اسلامى هستند.
بلكه حقيقت آنست كه فعل بطور ضرورت و عيان از فاعل و بمباشرت او صادر شده ولى اين فعل بدو نيرو ارتباط دارد يكى فاعل و بمباشرت او و بمبادى روانى و فكرى و جوارحى او و بالاخره بر حسب داورى و خواسته او صورت گرفته است يعنى روح انسانى از طريق قوه مدركه و محركه خود فعل مباشرى را پديد مىآورد.
و ديگر نيروى غيبى طولى كه قوام فاعل مختار و حركات و فعل صادر از او و مبادى روانى و جوارحى او همه وابسته باراده و قضاوت و تقدير كبريائى بوده است و فعل صادر فعل واحد است ولى استناد بمباشرت فاعل و نيروى اختيار او دارد و همچنين وابسته باراده ساحت ربوبى كه در طول اراده و فعل فاعل است بر اين اساس فعل صادر وابسته بفاعل و نيز بساحت آفريدگار است نه بطور اشتراك عرضى مانند استناد فعل بزيد و عمرو بلكه بطور طولى يعنى مانند شركت زيد و عمرو در انجام عملى نيست بلكه بطور مرموز كه عارفان متوجه هستند كه افاضه از ساحت كبريائى است و وساطت از فاعل و مباشر است و در نتيجه فعل و حركت خارجى بمباشرت فاعل ولى قوام فاعل و فعل او قائم بقيوم على الاطلاق خواهد بود.
و مفاد قول امام عليه السّلام
(بل امر بين الامرين)
يعنى فعل صادر به دو نيرو استناد دارد كه بهرهاى از جبر است باينكه ساحت كبريائى قيوم فاعل و فعل و مبادى روانى و جوارحى فاعل مختار است و در همه اين نيروها فاعل مجبور است يعنى خواه ناخواه فاعل در حركات و در افعال خود ناگزير اراده و شوق و جوارح خود را باختيار خود بايد بكار بندد و نميتواند فاعل اين نيروهاى خدا داده را بكار نگيرد.