درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٧ - شرح
مجبور است بر حسب فطرت كه پيوسته اين نيرو را بكار ببرد و نميتواند نيروى قدرت و اراده و عمل را بكار نبرد و نيز در عين حال كه نيروى اختيار دارد بطور اضطرار فطرى بكار خواهد برد و نميتواند نيروى اراده و اختيار درونى خود را بكار نبندد بلكه بطور اضطرار بكار خواهد گرفت و در عين حال كه مضطر است نيروى اختيار خود را در مورد عمل بكار خواهد برد و در عين حال كه بطور عيان فعل از نيروى اراده و حركات جوارحى از فاعل مختار صادر مىشود بساحت كبريائى نيز استناد دارد و بهمان لحاظ كه فعل صادر از نظر مباشرت استناد بفاعل و مبادى اراده و حركات جوارحى او دارد از نظر طولى و معنوى نيز قائم و استناد بساحت كبريائى قيوم خواهد داشت.
و مراد از قول امام عليه السّلام
(لا جبر و لا قدر)
يعنى فعل صادر جبر مجرد از قدر نيست و نيز فعل صادر از فاعل مجرد از جبر نخواهد بود يعنى بطور اجبار و خواه ناخواه فاعل مختار براى حركات و سير و سلوك كه خود مجبور است بر حسب طبع خدا داده او كه نيروى اراده و اختيار و قدرت روانى و جوارحى خود را بكار بندد و هرگز نميتواند در زندگى نيروهاى درونى و جوارحى خدا داده خود را بكار نبندد.
نتيجه آنست كه در بشر نيروهاى روانى و درونى خواه ناخواه نهاده شده است در عين حال كه همه اين نيروها قائم و استناد بساحت كبريائى دارد از نظر نظام اتم كه بشر را نيرومند نموده بمنظور اينكه بسوى كمال و سعادت خود به جنبش و به حركت درآيد و خواه ناخواه نيروهاى روانى و درونى و جوارحى (مدركه و محركه) خود را بايد بكار بهبندد و در نتيجه فعل صادر از بشر از نظرى بخود و بمبادى درونى و جوارحى او استناد دارد و از نظر طولى كه همه پرتوى از موهبتهاى كبريائى است همه اين نيروها قائم و بساحت قاهره و به قيوم على الاطلاق استناد دارد.
و آيه قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ ناظر باين حقيقت است كه ساحت كبريائى با اينكه امر فرموده كه بت پرستان را بقتل رسانند و همان فعل آنان بهلاكت افكندن