درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٨ - قوله(ع) و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن الله
كه بر مبانى تصور و تصديق و صدور قضاوت و ترجيح مخالفت وظيفه و اقدام و بناى ترك وظيفه واجب نيز عمل اختيارى است و مستند بمبادى روانى است كه همه آنها استناد به نيروى غيبى ربوبى دارد.
بالاخره هر فعل اختيارى بايد فعل و ترك آن يكسان در حيطه اختيار بشر باشد از نظر اينكه فعل و ترك هر دو عمل اختيارى است و بر پايه اراده فاعل مختار و نيز بر پايه نيروى غيبى و اراده قاهره حق تعالى خواهد بود و نسبت باداء وظيفه واجب و يا فعل جائز ساحت كبريائى امر فرموده و يا تجويز فرموده و نيز بر حسب نظام اتم وجود آن عمل نيك و خير را در نظام وجود خواسته و اراده فرموده است.
بالاخره مورد مشيت ساحت قدس بوده و همچنين مورد رضايت ساحت او خواهد بود ولى نسبت بمعاصى و گناهان و قبايح و ترك وظايف الهى از نظر اينكه قيام بتمرد و مخالفت حق تعالى است و مبادى روانى آن بر تصميم ترك وظيفه است در حيطه اختيار تارك عاصى خواهد بود.
ولى از نظر آزمايش و نظام خلقت بشر كه بايد فعل و ترك عمل يكسان در اختيار فاعل باشد بدين منظور ثانوى حق سبحانه وجود مخالفت وظيفه را از تارك عاصى خواسته است ولى اظهار عدم رضايت نيز بآن فرموده و از ترك وظيفه نهى اكيد فرموده و در آن باره تارك عاصى را تهديد نموده است.
بالاخره معاصى و قبايح و گناهان افعال وجودى و يا ترك وظيفه و قبايح همه مورد قضاء و تقدير مقام كبريائى قرار گرفتهاند از نظر اينكه فاعل عاصى و تارك عاصى مورد آزمايش و امتحان قرار گيرد و سيرت خود را بظهور رساند فعل مبغوض و يا ترك واجب مورد تقدير بوده ولى مورد رضا ساحت قدس نبوده و از آن نهى فرموده است.
بالاخره فعل واجب و همچنين فعل محرم و يا ترك واجب و هر فعل اختيارى بشر مورد قضاء و تقدير قرار گرفته مانند ساير موجودات و حوادث ولى در مورد فعل