درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - قوله(ع) و لا ولدا
اختصاص بساحت كبريائى او دارد و قهر و قاهريت كه از لوازم وحدت حقيقى است بر موجودات و عوالم امكانى دارد و نيز مقام كبريائى او اعز از آنست كه مانند بشر هم شأن برگزيند و يا براى بعهده داشتن وظائف خود فرزندى را انتخاب نمايد زيرا برگزيدن صاحبة و همسر بمنظور همزيستى و انتظام زندگى و زمينه براى بقا نوع خواهد بود و اين از امور طبيعى و انتظام اجتماع بشرى است و ساحت كبريائى از نقص و امكان منزه است.
قوله (ع) و لا ولدا:
توالد عبارت از آنست كه شخصى مبدء براى فردى از نوع خود باشد و فرزند مشارك با والد خود خواهد بود و در رتبه و كمال وجودى او بوده و ساحت كبريائى ماهيت او وجوب است و مشارك در رتبه وجوبى وجود ندارد و فرض فرزند محال است همچنانكه كريمه لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ بيان آنست كه فرزندى از او بوجود نيامده و نيز از موجودى و پدرى بوجود نيامده است تا اينكه موروث و هالك قرار بگيرد زيرا بر حسب طبع توالد و تناسل حفظ بقاء نوع محال است قائم بشخص فردى باشد بلكه بقاء نوع بر اساس تبدل افراد خواهد بود.
از اين نظر هر موجود و فرزندى مانند والد و پدر خود موروث و هالك خواهد بود جز اينكه سبب الهى مانع شود و اقتضاء كند كه بر خلاف قاعده طبيعى والد و پدرى مولد يعنى فرزند ديگرى نباشد همچنانكه در مورد آدم ابو البشر (ع) مولود و فرزند نبود از نظر اينكه حق تعالى او را از خاك و گل آفريد كه ماده اوليه ماده تناسلى است فرض وجود فرزند لازم آن آنست كه فرزند كه در عزت و كبريائى مشارك مقام ربوبى باشد و امر محال است همچنانكه فرض اينكه مولود و فرزند باشد ناگزير بر حسب قاعده طبيعى موروث و هالك خواهد بود مانند والد خودش ساحت قدس ربوبى منزه از اوهام است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)