درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٩ - شرح
بچگونگى ديگر و اجسام بر حسب ذات معرض حركت قرار نخواهند بود بلكه بلحاظ حركت آنها زمانى خواهند بود.
نتيجه آنست كه موجودى كه حركت نداشته و متحرك نباشد و رابطهاى با تحرك و حركت نداشته باشد علاقهاى با زمان ندارد و فوق زمان است از زمان وجود او سؤال نمودن صحيح نيست.
از اين نظر امام پاسخ فرمود:
(متى لم يكن حتى اخبرك متى كان)
چه زمان ساحت كبريائى نبوده است تا اينكه تو را خبر دهم از زمانى كه او بخصوص در آن زمان بوده است زيرا لازم موجودات زمانى آنست كه هنگام كه نسبت آن به پارهاى از زمان منقضى نشود و پايان نيابد نسبت بزمان ديگر نخواهد يافت مثلا موجود در امروز غير از موجود در زمان ديگر است ولى ساحت ربوبى عز اسمه از نظر اينكه محيط بموجودات و زمان است و بعوالم احاطه حقيقيه قيوميه دارد نسبت احاطه او بموجودات امكانى يكسان ثابت است نسبت او به متغيرات و متحركات و مجردات و ماديات و زمان و مكان نسبت واحده است.
ساحت كبريائى او ثابت و ازلى است و در باره او تغير و تحول و تجدد تصور نميرود و ممتنع است نه در ذات و نه در صفات و نه در اضافات كبريائى او هرگز تغير نخواهد بود. از اين نظر صحيح است گفته شود هرگز خالى نيست موجودى و يا زمانى از ساحت كبريائى و او منزه از نقل و انتقال و تغير و حدوث و زوال است.
و موجود زمانى لا محاله مسبوق بعدم خواهد بود و از جمله كم متصل زمان است و لازم زمانى حدوث و تجدد و تحول خواهد بود و ذات كبريائى منزه از عوارض و تجدد است بلكه ساحت قدس او خالق زمان و زمانيات و حوادث و متجددات مىباشد و صفات مخلوق آميخته بنقص است و ساحت كبريائى سبقت ذاتى بر اوقات و ازمنه دارد از نظر سبقت خلق آنها.
سبحان من لم يزل و لا يزال فردا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى از نواقص امكانى است و احديت ذات و فردانيت صفات وجودى