درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤١ - قوله(ع) ارجع بقولى الى اثبات معنى و انه شىء بحقيقة الشيئية غير انه لا جسم و لا صورة
همچنانكه موجودات نيز از همه كمالات ساحت كبريائى محروم و بىبهره خواهند بود و هر چه را واجد باشند بطور عاريتى و در اثر حد وجودى است كه بهر يك از موجودات امكانى موهبت فرموده است وجود عاريتى در حقيقت كيفيت نفسانى است و لازم آن آنست كه صفات و كمالات وجودى نيز كيفيات نفسانى باشد.
قوله (ع) ارجع بقولى الى اثبات معنى و انه شىء بحقيقة الشيئية غير انه لا جسم و لا صورة.
بيان آنست كه مراد از تعريف كه فرمود: شىء بخلاف الاشياء در مقام تفسير آنست كه ساحت كبريائى موجودى است مجهول الكنه از نظر اينكه ساحت او حقيقت وجود و قائم بذات است كه مباين با كثرت و مغاير با موجودات و آفريدهها مىباشد از نظر اينكه از نواقص امكانى منزه است و حقيقت و حاق وجود و تمام وجود است و حقيقت شىء قابل تعدد و كثرت و تبدل نخواهد بود.
خلاصه ساحت كبريائى بر حسب ذات و صفات و آثار و افعال واجب و در هيچ يك شائبه نقص و امكان نخواهد بود.
و مفاد جمله هو شىء بخلاف الاشياء آنست كه ساحت كبريائى موجود بحد وسط است و صفات و كمالات وجودى ذاتى او ازلى است و معرفت بحريم قدس او بآنست كه در كمالات وجودى يكتا و بيهمتا بوده و شباهت باشياء و بموجودات و مخلوقات نداشته و بخلاف آنها از نواقص امكانى مبرى و منزه مىباشد.
بالاخره از تركيب و كثرت و عجز و تبدل كه از لوازم مخلوقات است منزه خواهد بود خلاصه موجود بسيط و متفرد در خلق موجودات امكانى است و هرگز خالق با مخلوق يكسان نخواهد بود نه در ذات كبريائى خود و نه در صفات و نه در افعال و آثار خود مانند و شبيه نخواهد داشت و در شئون ذاتى و صفاتى و آثارى يكتا و يگانه و بيهمتا مىباشد و بخلاف اشياء بوده و بموجودات امكانى شباهت نخواهد داشت.
همچنانكه در روايتى كه از امام صادق (ع) در كافى نقل شده كه فرمود