درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٢ - قوله(ع) بصيرا قادرا قائما ناطقا
با اين تفاوت و تباين معناى سميع كه در مورد ساحت كبريائى اطلاق مىشود با سماع و صفت شنوائى كه در مورد بشر گفته مىشود زياده بر تصور مباينت بجهاتى خواهد داشت از جمله صفت بشر عاريتى و بطور حصولى و تجدد و از طريق مخصوص است.
قوله (ع): بصيرا قادرا قائما ناطقا:
بيان آنست كه از جمله صفات كمال وجودى كه ساحت كبريائى از ازل موصوف بوده و عين ذات ربوبى است صفت بصير و احاطه بموجودات مادى و عالم جسم و جسمانى است كه بر آنها احاطه علمى و شهودى باقصى درجه دارد نه فقط بر ظاهر موجودات و اعيان خارجى بلكه با بصيرت حقيقى بر كنه و آثار اعيان خارجى احاطه داشته و دارد.
و صدق بصر و نيروى بينائى در مورد بشر از طريق عضو بينائى است كه با شرايط و امكانات خاصى نيرو بكار ميرود و وسيله احاطه و ارتباط با موجود خارجى خواهد شد و نيروى بينائى اختصاص بظاهر و سطح برابر جسم و چگونگى آن خواهد داشت با توجه باينكه بشر هر يك از نيروهاى ظاهرى را كه بكار ببرد و مورد استفاده قرار دهد از طريق نيروى عاقله و روح تعقل خواهد بود يعنى روح بوسيله عضو ارتباط و احاطه مىيابد.
از نظر آنست كه روح و روان بشر ضعيف بايد از طريق وسائل و هر يك از اعضاء و جوارح بدن عنصرى خود استفاده نمايد مثلا بكار بردن نيروى شنوائى فقط از طريق گوش و نيروى بينائى فقط از طريق ديدگان ميتواند استفاده نمايد و اين در اثر ضعف وجودى نيروى عاقله و روان بشرى است.
ولى روح و روان بشر پس از قطع تعلق و علاقه تدبيرى بر بدن عنصرى استكمال يافته در عالم برزخ روح واجد همه نيروهاى ظاهرى و باطنى خواهد بود اين از