درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٦ - قوله(ع) قال قلت لم يزل عنده في علمه و هو مستحقها فنعم
و حكمت بر افعال او مترتب شود و ظاهر گردد.
و چنانچه غرض آنست كه از قول اللَّه عالم و قادر اين الفاظ ساحت كبريائى است بطلان آن بديهى است هرگز لفظ محدود و حادث و عرض عبارت از قدس كبريائى نخواهد بود زيرا لفظ عرض و چگونگى قائم به متكلم است و ساحت كبريائى عالم و قادر و ازلى است.
و چنانچه گفته شود كه مقام كبريائى عين معناى علم و قدرت و ساير صفات كمال است آن نيز باطل است زيرا مفهوم معناى كلى صادق بر انواع و اقسام است و مقام كبريائى واحد حقيقى است و هر يك از صفات كمال مانند علم و قدرت مفهوم كلى است ممكن است عرض باشد و يا جوهر بر حسب اختلاف مراتب علم و قدرت.
و چنانچه مراد از جمله
(اللَّه عالم و قادر)
آنست كه موصوف بهر يك از صفات باشد بقياس بشر كه هر يك از صفات جدا و مفهوم مغاير با صفت ديگر و زائد بر ذات باشد آن نيز باطل است لازم آن تركيب و نيز مقام كبريائى فاقد صفات كمال باشد جز بطور عروض كه محتاج به علت و سبب باشد و ساحت كبريائى از همه اين گونه نواقص امكانى منزه است.
قوله (ع): قال قلت لم يزل عنده في علمه و هو مستحقها فنعم.
بيان آنست كه چنانچه ساحت كبريائى در ازل بصفات كمال خود آگهى و احاطه داشته و خود شايسته و واجد صفات كمال بود باينكه از ازل عالم و قادر وحى و سميع و بساير صفات كمال متصف بوده موجودى در آن عالم ازل الهى نبوده كه متوجه صفات كمال ربوبى شود اين نظر صحيح است.
صفات كامله ساحت كبريائى كه بالذات واجد آنها است همه صفات و لوازم وجودى است كه در آنها كثرت و نقص تصور نميرود همچنانكه وجود واجب اعلى و اشرف و افضل از موجودات امكانى است و صفات كبريائى او نيز واجب است و وحدت حقيقى و بسيط كه صفت ذات كبريائى است اختصاص بذات كبريائى