درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٥ - شرح
چنين است و حق تعالى منزه از تعدد و كثرت صفت است بلكه همه اسماء و صفات معقول با اينكه بر حسب مفهوم متفاوت و متعدد هستند ولى معنا و حقيقت آن اسماء و صفات واحد و ذات احديت كبريائى است و كثرت و تعدد و اختلاف معانى آنها سبب كثرت معنا نخواهد بود و همه آنها صادق بر ذات احديت خواهد بود.
و نظر بغموض و صعوبت درك اين حقيقت بعضى از دانشمندان نتوانستهاند حقيقت را دست بياورند و در آن باره تقصير نموده و بعض ديگر غلو نموده و بعضى معتقد شده هر يك از صفات مانند علم و قدرت و غير آنها زائد بر ذات كبريائى است.
همچنانكه بشر چنين، با اينكه علم و قدرت و حيات او محدود و موقت زايد بر او است و ساحت كبريائى را قياس به بشر نمودهاند كه هر يك از صفات را همچنانكه مفهوم آنها از يك ديگر جدا و متعدد است و نيز زائد بر ذات كبريائى خواهد بود و اين قول لازم فاسد بسيارى در بر دارد از جمله تعدد و كثرت صفات سبب تعدد معنا نخواهد شد.
و نيز صفات عين ذات كبريائى است و زائد بر ذات فرض محال و ممتنع است زيرا لازم آن آنست كه قطع نظر از صفت مقام كبريائى فاقد صفات كمال باشد و نقص است.
و بعضى گفتهاند كه مراد از هر يك از صفات عالم و قادر و مانند آن مراد نفى ضد صفات است مراد از عالم انه ليس بجاهل و مراد از قادر انه ليس بعاجز و اطلاق صفات كمال مانند عالم و قادر به لحاظ آثار آن صفات و ترتب غايتها است و فاقد مبدء صفات باشد و اينكه از ساحت كبريائى آثار علم و قدرت و ساير صفات كمال صادر مىشود و اين عقيده نيز باطل است به لحاظ اينكه چگونه مىشود ساحت كبريائى مبادى صفات كمال را فاقد باشد ولى آثار كمال يعنى آثار علم و قدرت بر ذات كبريائى و بر افعال صادر او ظاهر و مترتب شود با اينكه مبدء و صفت كمال ندارد ولى آثار و معلول آنها مترتب شود و هرگز معلول و اثر از علت و سبب انفكاك پذير نخواهد بود و چگونه ميتوان ساحت كبريائى را فاقد مبدء صفات كمال پنداشت و با اين فرض آثار صنع