درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - قوله(ع) و لا يعزب عنه مثقال ذرة في السماوات و لا في الارض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر بالاحاطة و العلم لا بالذات
بشر مىباشد و صفات كمال و علم و قدرت كبريائى ذاتى غير زايد بر مقام او مىباشد.
قوله (ع): و بذلك وصف نفسه و هو بكل شىء محيط بالاشراف و الاحاطة و القدرة:
بيان واحد واحدى الذات و الصفه است كه وحدت حقيقى كه بر همه اشياء و موجودات احاطه معنوى دارد و همه قائم باو و از فيوضات او موجودات بهرهاى از وجود دارند از اين رو ساحت كبريائى بر همه اشياء يكسان اشراف دارد احاطهاى كه سبب شرافت ذاتى و فضيلت است نه از قبيل احاطه وضعى و حلولى مانند احاطه و اتصال اجزاء اجسام بيكديگر كه لازم آن مغايرت و مباينت بىخبرى اجزاء و پراكندهگى و ذرات از يك ديگر خواهد بود.
بلكه احاطه معنوى و شرافتى احاطهاى است كه با يكتائى و تفرد مقام كبريائى بر همه موجودات احاطه علمى دارد و قيوم همه آنها خواهد بود مانند احاطه علم و عالم بمعلوم و احاطه تمام و كامل بناقص و احاطه قادر بمقدور و احاطه خالق به مخلوق كه تفاوت و تباين آنها بالذات و از نظر تماميت و كمال و نقص خواهد بود نه از جهات خارجى مانند مغايرت و مباينت زيد و عمرو با يك ديگر كه در ذات و ماهيت يكسان باشند و هيچ يك در ديگرى دخالتى نخواهد داشت و اجنبى از يك ديگر هستند.
قوله (ع): و لا يعزب عنه مثقال ذرة في السماوات و لا في الارض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر بالاحاطة و العلم لا بالذات:
بيان لازم موجود واحد حقيقى است كه محيط بر همه اشياء احاطه علمى و شهودى و شرافتى است باينكه هرگز از سعه علمى مقام كبريائى چيزى از اجزاء و از ذرات و ريز و كلان موجودات عالم طبع كه نامتناهى است خارج و پنهان نخواهد بود و بيان صفت سلبى احاطه علمى و قدرتى است كه موجودى كه مخلوق و ربط محض بساحت كبريائى است هرگز از سعه و احاطه قدرتى و علمى كبريائى او