درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٨ - قوله عليه السلام قال المشيئة محدثة
است و صفات ربوبيت و قديم و جواد ذاتى است و هرگز صفت اراده و مشيت كه حادث است ارتباط با صفت ذاتى ازلى نخواهد داشت و صحيح نيست گفته شود كه (اراد اللَّه ان يكون ربا و قديما و جوادا) زيرا هر يك از صفات نامبرده ذاتى و ازلى است و اراده كه حادث است بصفت ذاتى ازلى ارتباط نداشته و تعلق نخواهد يافت.
خلاصه صفات ذاتى كبريائى قديم و ازلى و لا محاله غير مقدور خواهد بود از اين نظر نميتوان هر يك از صفات ذاتى را مانند صفت حيات و قدرت و كبريائى و صفت عزيز تعليق باراده و يا بمشيت وابسته نمود بلكه هر صفت ذاتى صريحا ضد خود را نفى مىنمايد.
مثلا صفت حيات ازلى و ابدى نفى مينمايد فناء و موت را بطور ابد پس براى هر يك از صفات ذاتى ضدى نخواهد بود و عنوان ضد منفى خواهد بود ولى در مورد صفات فعل از نظر اينكه فعل حادث و مقدور است ميتوان آن صفت فعل را تعليق باراده و بمشيت نمود مثل اينكه گفته شود (اراد اللَّه الايمان و الطاعة و يسخط الكفر و العناد) و يحب الايمان و المؤمن و يبغض الكفر و الكافر (و يقدر ان يهدى و يريد ان يضل الكافر).
همچنين صفت ذاتى و ازلى را نميتوان تعليق بقدرت و يا برضا نمود و گفته شود يقدر ان يكون حيا و يرضى ان يكون قادرا و قديما زيرا صفت حيات و قدرت و قدم ازلى و ذاتى است و مورد اراده و رضا و تعليق قرار نخواهد گرفت.
نتيجه اينكه فارق و امتياز صفات ذاتى از صفات فعل آنست كه صفات ذاتى واجب و ازلى و قديم و غير مقدور و غير مراد است و قابل تعليق نخواهد بود و نيز ضد هر يك از صفات ذاتى نيز مورد نفى ابد و صريح قرار گرفته و محال و ممتنع است مثل موت و فناء و زوال و عجز و حاجت و كثرت و محدوديت همه اينها بطور صريح از حريم كبريائى بطور ازل و ابد مورد نفى قرار گرفته و ممتنع ذاتى هستند و نيز مورد تعليق نخواهند بود از نظر اينكه هر يك از اراده و مشيت و رضا امر حادث است و بامر قديم و ازلى وابسته نخواهند بود.