امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٢٣ - ابوبكر و امامت نماز
حاكم و البانى سند اين حديث را صحيح دانستهاند.
٣. پيامبر صلى الله عليه و آله به سراغ ابوبكر فرستادند تا به مردم نماز بخواند، ولى ابوبكر چون مرد رقيق القلب بود به عمر گفت: اى عمر به مردم نماز بخوان. عمر به او گفت: تو سزاوارتر هستى ....[١]
٤. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: ابوبكر را امر كنيد با مردم نماز را بخواند. عائشه گفت: ابوبكر رقيق القلب است لذا عمر را امر كنيد. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: عمر را امر كنيد نماز را بخواند. عمر گفت: با وجود ابوبكر من پيش نخواهم گذشت.[٢] سند اين خبر حسن است.
٥. پيامبر صلى الله عليه و آله به من (عائشة) فرمودند: به سراغ ابوبكر بفرست تا امامت نماز را بر عهده بگيرد. پس براى او پيام را رساندم و او به من پيام فرستاد كه: من شيخ بزرگسال هستم و از قرار گرفتن در مكان پيامبر صلى الله عليه و آله ضعيف هستم، ولى به پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره كن تا عمر را به نماز امر كند و براى راضى كردن آن حضرت از حفصه كمك بگير. عائشه اينكار را كرد و حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: شما زنها صاحبان يوسف هستيد، به سراغ ابوبكر بفرست.[٣] (سند اين حديث صحيح است.)
٥. در حديث صحيح ديگر چنين وارد شده است:
عن ابن عباس قال: لما مرض رسول الله صلى الله عليه و آله مرضه الذي مات فيه كان في بيت عائشة فقال: ادعوا لي عليا. قالت عائشة: يا رسول الله ندعو لك أبابكر؟ قال: ادعوه. قالت حفصة: يا رسول الله ندعو لك عمر؟ قال: ادعوه. قالت أم الفضل: يا رسول الله ندعو لك العباس؟ قال: نعم. فلما اجتمعوا رفع رسول الله صلى الله عليه و آله رأسه فلم ير عليا فسكت. فقال عمر: قوموا عن رسول الله. ثم جاء بلال
[١] . صحيح بخارى، كتاب الاذان، باب إِنَّمَا جُعِلَ الإِمَامُ لِيُؤْتَمَّ بِهِ، ح ٦٨٧.
[٢] . تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٤٣٣.
[٣] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ١، ص ٢٤٠.