امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٠٥ - ابوهريره متهم نزد صحابه
نظام در مورد ابوهريره مىگويد: كذبه عمر وعثمان وعلى وعائشة رضوان الله عليهم؛[١] عمر، عثمان، على و عايشه ابوهريره را تكذيب كردهاند.
ابن قتيبه در جاى ديگر در مقام بيان طعن بر اهل حديث مىنويسد: اهل حديث به حديث ابوهريره كه هيچ صحابهاى در آن مورد با او موافقت نكرده، احتجاج مىكنند با اينكه: كذبه عمر وعثمان وعلى وعائشة؛[٢] عمر، عثمان، على و عايشه ابوهريره را تكذيب كردهاند.
اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد ابوهريره فرمودند:
«ألا اكذب الناس على رسول الله صلى الله عليه و آله أبوهريرة الدوسي؛[٣]
آگاه باشيد كه دروغگوترين مردم به رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوهريره است.» (از سخنان فوق عثمان خميس تنها به اين سخن اشاره كرده و آن را تكذيب كرده است.)
ابوجعفر اسكافى از اعمش چنين نقل كرده است: در عام جماعت (پس از صلح امام حسن عليه السلام) ابوهريره همراه معاويه به عراق آمد و وارد مسجد كوفه شد. چون زيادى مردم را ديد، به پا ايستاد و چندين بار به پيشانىاش زد و گفت: اى اهل عراق، آيا گمان مىكنيد من به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دروغ مىدهم و خودم را در آتش مىسوزانم! به خدا سوگند از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: هر پيامبرى حرمى دارد و حرم من مدينه است، پس هر كه در مدينه حدثى ايجاد كند، لعنت خدا و ملائكه و مردم بر او باد. من خدا را شاهد مىگيرم كه على در مدينه دگرگونى ايجاد كرد. چون اين خبر به معاويه رسيد او را اكرام نمود و حكومت مدينه را در اختيار او قرار داد.[٤] و اين نيز يك نمونه از دروغهاى بزرگ ابوهريره است كه سبب رسيدن او به حكومت مدينه شده است.
مصطفى صادق رافعى گفته است: عمر، عثمان، على و عائشة هميشه احاديث ابوهريره را
[١] . تأويل مختلف الحديث، ص ٢٢؛
[٢] . تأويل مختلف الحديث، ص ١٠؛
[٣] . شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٦٨.
[٤] . شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٦٧.