امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٥٢ - جز ابوبكر همه مرا تكذيب كردند، و تناقض ديگر بخارى
خداوند تو را خواهد بخشيد. سپس عمر پشيمان مىشود و به منزل ابوبكر مىرود كه به او مىگويند: ابوبكر نيست، عمر به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مىرود و به آن حضرت سلام مىدهد، و چهره حضرت (از روى غضب) لحظه به لحظه دگرگون مىشود. ابوبكر با مشاهده اين صحنه از روى دلسوزى به عمر، دو زانو مىايستد و مىگويد: اى رسول خدا، والله من ظالمتر بر او بودم. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند مرا به سوى شما مبعوث فرمود، شما گفتيد: دروغ مىگويى و ابوبكر گفت: راست مىگويى، او با مال و جانش مرا يارى كرد پس آيا شما صاحبم را براى من مىگذاريد! پس از آن، ديگر ابوبكر آزار نديد.
در اين خبر، داستان را ابوبكر به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسانده است، و همچنين عمر ابتدا به منزل ابوبكر رفته است، و همچنين با مال و جانش نيز كمك كردن ابوبكر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را در اين خبر اضافه شده است.
پس اين دو خبر بخارى متناقضاند؛ زيرا يك مرتبه مىگويد: داستان را عمر بن خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بازگو نمود و در خبر ديگر مىگويد: داستان را ابوبكر به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بازگو نمود و تناقضات ديگر.
همچنين قبل از بحث در مورد اين سند، بايد توجه داشته باشيم كه اولا: ابن كثير بعد از نقل اين حديث مىگويد: اين مثل يك نص است در اينكه ابوبكر اول كسى بوده كه اسلام آورده است.[١] بنابر اين، براى يقين كردن بر كذب بودن اين خبر، دربر داشتن آن، چنين مطلب بىاساس را، كفايت مىكند. ثانيا: مگر خليفه اول چه وقت مسلمان شده است كه، همه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را تكذيب كردهاند جز او. و اين خود روشنترين دليل بر كذب بودن اين خبر است؛ زيرا چنانكه در بخش «بررسى برخى احاديث «صحيح بخارى» خواهد آمد، ابوبكر سالها بعد و پس از پنجاه نفر مسلمان شده است. ثالثا: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين سخنان را «مرا تصديق كرد زمانى كه مردم تكذيبم كردند و با مالش
[١] . البداية والنهايه ابن كثير، ج ٣، ص ٣٧.