امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٤ - امام بخارى و توحيد
باز مىكند و مؤمنين بر او سجده مىكنند ....
ابن حجر از اسماعيلى نقل كرده است كه در باره اين حديث گفته است: اينكه ساق به خداوند اضافه و (عن ساقه) گفته شده است، اين لفظ منكر است و در طريق ديگر «يكشف عن ساق» است و اين صحيحتر است، به جهت موافقتش با آيهاى قرآن و خداوند متعال داراى اعضا و جوارح نيست؛ زيرا در آن مشابهت به مخلوقات است و خداوند متعال است از چنين نسبتها وليس كمثله شئ.[١] همچنين ابن حجر با استناد به اخبار صحابه و تابعين اشاره كرده است كه منظور از (يوم يُكْشَفُ عن ساق) در قرآن را، امر شديد و سخت، قدرت و نور معنا كردهاند. و ابن كثير از ابن عباس و ابن مسعود نقل كرده است كه منظور از آن، روز قيامت و امر عظيم و سختى است.[٢] ابن ابىالحديد نيز اين حديث را جزء اخبار مجسمه ذكر كرده است.[٣]
امام بخارى بر خلاف ديگران ساق را به خداوند متعال نسبت داده و وانمود كرده است كه خداوند متعال داراى پا و اعضا است و از اين طريق مؤمنين او را قيامت خواهند شناخت.
خيلى جاى تعجب است كه در اين حديث مىگويد: مؤمنين خداوند را نمىشناسند تا اينكه ساق پايش را باز بكند. مگر چه توهينى بزرگتر از اين به اسلام و خداوند متعال و عموم مسلمين ممكن است باشد! قطعاً فراوان هستند كسانى كه به خاطر دفاع از «صحيح بخارى» از چنين خرافات حمايت كرده و آن را درست جلوه مىدهند.
٣. عبد الله: أن يهوديا جاء إلى النبى صلى الله عليه و آله فقال: يا محمد، إن الله يمسك السماوات على إصبع والأرضين على إصبع والجبال على إصبع والشجر على إصبع والخلائق على إصبع ثم يقول: أنا الملك. فضحك رسول الله صلى الله عليه و آله حتى
[١] . فتح البارى ابن حجر، ج ٨، ص ٥٠٨.
[٢] . تفسير ابن كثير، ج ٤، ص ٤٣٥.
[٣] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٣، ص ٢٢٦.