امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٧ - امام بخارى و صحيحش از نظر علما
است كه بخارى از عمران بن حطان خارجى مدح كنندهاى قاتل على بن ابىطالب به وسيله اشعار، حديث روايت كرده است.[١]
محمد صديقخان بن حسن مىگويد: همانا بخارى كتابش را به احمد بن حنبل و يحيى بن معين و على بن مدينى عرضه نمود و آنها اكثر احاديث كتاب صحيحش را قبول نكردند.[٢]
ابن ابىحاتم مىگويد: محمد بن اسماعيل بخارى سال ٢٥٠. ق. به رأى آمد، پدرم و ابوزرعه از او حديث شنيدند و سپس وقتى محمد بن يحيى به آنها نوشت كه او نزد آنها اظهار كرده كه الفاظش به قرآن مخلوق است، حديث بخارى را ترك كردند.[٣]
ذهبى مىگويد: سپس همانا مسلم به جهت تندى كه در خلقش بود از بخارى منحرف شد و از او نه حديثى نقل كرد و نه او را در صحيحش ذكر نمود، بلكه صحيح خود را با مذمت بر كسى كه شرط ملاقات را بر كسى كه از ديگرى با (عن) حديث روايت كرده لازم دانسته است، افتتاح نمود و ادعاى اجماع كرد كه معاصر بودن كافى است و حال آنكه لزوم ملاقات را بخارى و استادش على بن مدينى شرط و لازم دانستهاند.[٤]
تهانوى حنفى در دفاع از طحاوى مىنويسد: مگر نمىبينى بخارى و مسلم را كه با وجود التزام به اخراج احاديث صحيح، احاديث ضعيف را نيز در كتاب صحيح خود وارد كردهاند ... همانا كتاب «جامع صحيح» اصلا جاى ذكر احاديث ضعيف نيست، چون در اين عمل، فريب مردم است ....[٥]
[١] . ثمرات النظر فى علم الاثر صنعانى، ص ٨٥.
[٢] . الامام البخارى وصحيحه الجامع المختصر، ص ٩٣؛ به نقل از عون البارى، ج ١، ص ١٨، صديقخان از محدثين و علماى بخارا بوده است.
[٣] . الجرح والتعديل ابن ابىحاتم، ج ٧، ص ١٩١، رقم ١٠٨٦؛ سير اعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٤٦٢.
[٤] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١٢، ص ٥٧٢.
[٥] . ابوحنيفه واصحابه المحدثون، ص ١٤١ و ١٤٢.