امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٣ - انكار شنوائى اموات و تناقض ديگر بخارى
صحيح در صحيحش روايت كرده و حديث ديگر نيز در مورد همين داستان باز روايت كرده كه اين سخن امالمؤمنين را نقض مىكند و ديگران از صحابه كه در زمان اين داستان حضور داشتهاند، اين خبر را كامل و به اين نوع روايت كردهاند:
ان رسول الله صلى الله عليه و آله ترك قتلى بدر ثلاثا ثم أتاهم فقام عليهم فناداهم فقال: يا أباجهل بن هشام! يا امية بن خلف! يا عتبة بن ربيعه! يا شيبة بن ربيعة! أليس قد وجدتم ما وعد ربكم حقا؟ فإنى قد وجدت ما وعدنى ربى حقا. فسمع عمر قول النبى صلى الله عليه و آله فقال: يا رسول الله! كيف يسمعوا وأنى يجيبوا وقد جيفوا؛ قال: «والذى نفسى بيده ما أنتم بأسمع لما أقول منهم ولكنهم لا يقدرون أن يجيبوا.» ثم أمر بهم فسحبوا فألقوا فى قليب بدر؛[١] رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از جنگ بدر، خطاب به اجساد سران مشركان با صداى بلند فرمودند: «اى ابوجهل! اى اميه! اى عتبه! و ... آيا وعدهاى را كه خداوند متعال به شما داده است، حق يافتيد؟ همانا، من آنچه را كه پروردگارم به من وعده داده بود، حق يافتم.» عمر بن خطاب اين سخن را شنيد و پرسيد: اى رسول خدا، چگونه اينها مىتوانند بشنوند و جواب دهند، در حالى كه مردهاند؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «سوگند به آن ذاتى كه جان من در اختيار اوست! شما به آنچه مىگويم، شنواتر از آنها نيستيد؛ و آنها فقط قادر به جوابدادن نيستند ....» اين حديث را ابوطلحه، عمر بن خطاب، ابن مسعود، انس و ابن عمر روايت كردهاند.
[١] ١. صحيح بخارى، كتاب الجنائز، باب: ما جاء في عذاب القبر، ج ١، ص ٤٦٢، ح ١٣٧٠ ج ٤، ص ١٤٦١، ح ٣٧٥٧ و ٣٧٦٠ و ٣٨٠٢؛ صحيح مسلم، كتاب الجنة وصفة نعيمها وأهلها، باب عرض مقعد الميت من الجنة اوالنار، ج ٤، ص ٢٠٣، ح ٢٨٧٤ و ٢٨٧٣؛ مسند احمد، ج ١، ص ٢٦، ح ١٨٢، ج ٢، ص ١٣١، ح ٦١٤٥، وج ٣، ص ١٠٤، ح ١٢٠٣٩ و ١٢٤٩٣ و ١٢٨٩٦ و ١٣٣٢٠ و ١٣٧٩٩ و ١٤٠٩٨، وج ٤، ص ٢٩، ح ١٦٤٠٣ و ١٦٤٠٦؛ صحيح ابن حبان، ج ١١، ص ٩٩، ح ٤٧٧٨؛ ج ١٤، ص ٤٢٣، ح ٦٥٢٥، ح ٦٤٩٨؛ سنن الكبرى نسائى، ج ١، ص ٦٦٥، ح ٢٢٢١.