امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٨٣ - دشمنى مروان با اهل بيت عليهم السلام
سپس مروان مردى را به نزد حسن به منزلش فرستاد تا به آن حضرت بگويد: به على به على به على و به تو ... تو را مثل استر يافتم كه به آن گفته مىشود: پدرت كيست؟ تو مىگويى: مادرم اسب است. امام حسن عليه السلام به او فرمودند: به سوى مروان برگرد و بگو: والله من هيچ چيز از حرف تو محو نمىكنم تا تو را سب كنم، ولى وعده ما پيشگاه پروردگار متعال است ... و فرمودند: خداوند متعال جدم پيامبر صلى الله عليه و آله را گرامى گردانيد از اينكه مانند بغله باشند. بوصيرى اين خبر را از مسند ابن راهويه با دو سند نقل كرده و رجالش را ثقات دانسته است.
وعن أبى يحيى قال كنت بين الحسن والحسين ومروان يتشاتمان فجعل الحسن يكف الحسين فقال مروان: أهل بيت ملعونون فغضب الحسن وقال: أقلت أهل بيت ملعونون فوالله لقد لعنك الله على لسان نبيه وأنت فى صلب أبيك. وفى رواية فقال الحسين والحسن: والله ثم والله لقد لعنك الله والباقى بنحوه؛[١] امام حسين عليه السلام و مروان يكديگر را سب مىكردند و امام حسن عليه السلام امام حسين عليه السلام را ساكت مىكرد. مروان گفت: شما اهل بيت ملعون هستيد.
امام حسن عليه السلام غضبناك شد و فرمود: به خدا سوگند خداوند تو را از لسان رسولش لعنت فرمود، در حالى كه تو در صلب پدرت بودى. و در روايتى امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام هر دو فرمودند: به خدا سوگند و باز به خدا سوگند، همانا خداوند متعال تو را لعنت فرمود. سند اين خبر صحيح است.
وعن الشعبى قال: سمعت عبد الله ابن الزبير وهو مستند إلى الكعبة وهو يقول: ورب هذه الكعبة لقد لعن رسول الله صلى الله عليه و آله فلانا و ما ولد من صلبه. رواه أحمد
[١] . مجمع الزوائد هيثمى، ج ٥، ص ١٠ ٢٤٠ ص ٧٢؛ مسند ابويعلى ١ ج ٢، ص ١٣٦، ح ٦٧٦٤؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٥٧، ص ٢٤٣؛ سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٣، ص ٤٧٨، رقم ١٠٢.