امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٧١ - حديث ديگر زهرى در علم خليفه دوم
لو أن علم عمر وضع في كفة ميزان ووضع علم أحياء الأرض في كفة لرجح علم عمر بعلمهم؛[١] اگر علم عمر در كفه ميزان قرار داده شود و علم زندگان اهل زمين در كفه ديگر، قطعا علم عمر بر علم آنها سنگينى خواهد كرد.
اين سخن كذب و امثالش را در حالى نقل مىكنند كه ابن مسعود فراوان در مسائل و احكام اسلامى با عمر بن خطاب مخالفت كرده است. ابن جوزى مىگويد:
الوجه الثامن والثلاثون قولهم إن ابن مسعود كان يأخذ بقول عمر فخلاف ابن مسعود لعمر أشهر من أن يتكلف إيراده وإنما كان يوافقه كما يوافق العالم العالم وحتى لو أخذ بقوله تقليدا لعمر فإنما ذلك في نحوأربع مسائل نعدها وكان من عماله وكان عمر أمير المؤمنين و اما مخالفته له ففي نحومائة مسألة؛[٢] وجه سى و هشتم سخن آنهاست (ادعاى پيروان مذاهب) كه مىگويند: ابن مسعود سخن عمر را مىگرفت. ابن جوزى مىگويد: حق اين است كه مخالفت ابن مسعود با عمر مشهورتر از اين است كه خود را به سختى انداخته آن را انكار كنيم. همانا ابن مسعود چنانكه يك عالم با عالم ديگر موافقت مىكند با عمر تنها در چهار مسئله موافقت كرده است كه آن را ذكر خواهيم كرد و از عمال عمر نيز بود؛ اما در حدود صد مسئله ابن مسعود با عمر مخالفت كرده است. و باز ابن مسعود گفته است: «اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانند كه من داناترين آنها به كتاب خدا هستم و اگر بدانم كه كسى داناتر از من است به نزد او براى اخذ علم سفر خواهم كرد.»[٣] (چنانكه در اين كناب اشاره كرديم منظور ابن مسعود در اين سخن طرفداران دستگاه خلافت هستند)
[١] . كتاب العلم ابوخيثمه، ص ١٧؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٤٨٣؛ معجم الكبير، ج ٩، ص ١٦٢؛ طبقات الكبرى، ج ٢، ص ٣٣٦؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٩٢، ح ٤٤٩٧؛ تاريخ الاسلام، ج ١، ص ٤١٠؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٦٩.
[٢] . اعلام الموقعين، ج ٢، ص ٢٣٧.
[٣] . صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٩١٢، ح ٢٤٦٢ وسنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ٨، ح ٧٩٩٧؛ اعلام الموقعين، ج ٢، ص ٢٣٧، بخارى اين حديث را تحريف كرده كه در آخر كتاب اشاره خواهيم كرد.