امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٣٨ - شعبى و دروغگويى
حضرت است ... حجاج با شنيدن اين سخنان رنگ صورتش تغيير كرد و غضب نمود بلند شد و داخل اتاقش شد. شعبى آمد و دست حسن بصرى را گرفت و گفت: امير را به غضب آوردى و قلبش را رنجاندى. حسن گفت: از من دور شو اى عامر. به نزد شيطانى از شياطين انس آمدى كه از روى هوا و هوس سخن مىگويد و او را در رأيش همراهى كردى، از خدا نترسيدى. شعبى گفت: هر چه گفتم با آگاهى گفتم.
يعنى او مىداند كه سب على سب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است و سب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كفر است، پس اعتراف مىكند كه از لازمهى سخنش آگاهى دارد.
از شعبى سخنانى در خارج ثابت شده است كه او از دروغگويى خود خبر داده است.
شعبى و دروغگويى
١. او مىگويد: در جنگ جمل از مهاجر و انصار جز على و عمار و طلحه و زبير كسى حضور نداشت و اگر شخص پنجم را پيدا كنند پس من حتماً كذاب هستم.[١]
حال آن كه اين سخن او بزرگترين كذب است كه جهت روشن شدن آن تنها به برخى اخبار اشاره مىكنيم:
١. ابن سيرين مىگويد: سعيد بن جبير مىگويد: «در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند در كنار على شركت كردند».[٢] سند اين خبر صحيح و رجال آن رجال بخارى وسنن هستند.
٢. ذهبى مىگويد: «حبة عرنى روايت كرده كه همراه على در صفين هشتاد بدرى حضور داشتند.»[٣] سند اين خبر نيز صحيح است. چون ابن عرنى ثقه است گرچه ذهبى او را به خاطر اين
[١] . علل احمد، ج ٣، ص ٤٥، رقم ٤٠٩٦؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٨، ص ٧٠٨، ح ٢٦؛ انساب الاشراف بلاذرى، ج ٣، ص ٦١؛ منهاج السنة ابن تيميه، ج ٦، ص ٢٣٧.
[٢] . تاريخ خليفه ابن خياط، ص ١٣٧، تاريخ الاسلام ذهبى، ج ١، ص ٤٥٤ با دو سند.
[٣] . ميزان الاعتدال، ج ١، رقم ١٦٨٨.