امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٣٩ - شعبى و دروغگويى
سخنش جرح كرده است.
٣. مسعودى از منذر بن جارود نقل كرده است كه مىگويد: «هنگام ورود على به بصره (براى جنگ جمل) ابوايوب، خزيمه، ابوقتاده وعمار هر كدام جداگانه با حدود هزار انصار ومهاجر وارد بصره شدند.»[١]
٤. ابن عساكر در ترجمه زيد بن صوحان از محمد حنفيه ومحمد بن مطلب وزيد بن حسن نقل كرده كه در لشكر اميرالمؤمنين ٧٠ بدرى و ٧٠٠ نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند شركت نمودند و ....[٢] سند اين خبر ضعيف است، ولى خبر قبلى آن را تأييد مىكند.
٥. ذهبى در «تاريخ الاسلام، ج ٢، ص ١٤٩» از مردى از قبيله اسلم نقل كرده است كه مىگويد: «ما چهار هزار از اهل مدينه همراه على بوديم.»
٦. و نيز از سدى نقل مىكند كه گفته است: «در جنگ جمل همراه على ١٣٠ بدرى حضور داشتند.»
٧. بلاذرى روايت مىكند كه هفتصد نفر از انصار همراه على از مدينه خارج شده وارد ربذه شدند.[٣]
همچنين در شرح حال خيلى از صحابه تصريح شده كه آنها در جنگهاى اميرالمؤمنين عليه السلام در ركاب آن حضرت بوده و برخى شهيد شدهاند.
٢. شعبى هميشه مىگفت: حارث اعور به من حديث گفت، شهادت مىدهم كه او يكى از كذابين است.[٤]
ذهبى مىگويد: اما سخن شعبى «حارث كذاب است» حمل بر اين مىشود كه منظور از كذب خطا است، نه تعمد و الا پس چرا از حارث حديث روايت مىكرد در
[١] . مروج الذهب مسعودى، ج ٢، ص ٣٥٩.
[٢] . تاريخ ابن عساكر، ج ١٩، ص ٤٤٢.
[٣] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ٣، ص ٣٠؛ البداية والنهايه ابن كثير، ج ٧، ص ٢٦١.
[٤] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٤، ص ٣٥٤.