امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥١٤ - اميرالمؤمنين عليه السلام وخواستگارى دختر ابوجهل
مىفرستاد.[١] و شما خواننده عزيز با شخصيت معاويه آشنا شديد.
يكى از مطالب ديگرى كه ظاهر زيبا و باطن باطل دارد اين است كه در اين حديث به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت داده كه فرمودهاند: دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و دختر دشمن خدا هرگز با هم جمع نمىشوند. عجب! اين سخن را نيز در حديث بافتهاى خود جا داده است؛ زيرا ظاهر فريبنده دارد، حال آن كه بالاتر از دختر رسول خدا خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با دختر دشمن خدا در يك خانه جمع شدند و با امحبيبه كه پدرش ابوسفيان سرسختترين دشمنان اسلام بود ازدواج كردند. اگر خود دختر مسلمان است بر عكس، اسلام تشويق مىكند كه مسلمين او را به نكاح خود درآورند و از شر مشركين دورش كنند، ولى مسور خواسته از اين طريق نيز سخن بافتهاى خود را واقعى جلوه دهد.
همچنين اينكه گويا حضرت فرمودهاند: مىترسم كه دخترم در دينش دچار مشكل شود. چه كسى مگر به خاطر ازدواج همسرش با خانم ديگر در دينش دچار مشكل شده است كه كذابين آن را به حضرت زهرا نسبت دادهاند و آيا مقدار ايمان و معرفت سرور زنان عالم و بهشت و اين امت عليها السلام، تا اين حد ضعيف بوده است!
مطلب ديگر اينكه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين حديث نسبت داده است كه گويا حضرت فرمودهاند: «مگر اينكه پسر ابوطالب دخترم را طلاق دهد.»
بايد دقت داشته باشيم كه ازدواج اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهما السلام يك ازدواج آسمانى بوده و با امر خداوند متعال صورت گرفته است، با اين وجود چگونه ممكن است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد وصلتى كه با امر پروردگار متعال صورت گرفته چنين سخنى فرموده باشند!
علباء بن احمر مىگويد: ابوبكر و عمر[٢] به ترتيب پشت سر هم از فاطمه خواستگارى كردند، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آنها فرمودند: من در باره فاطمه منتظر امر پروردگار متعال
[١] . تاريخ ابن عساكر، ج ٥٨، ص ١٦٨؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ١٥١، ح ٢٥.
[٢] . بايد دقت داشته باشيم كه خواستگارى ابوبكر و عمر از حضرت زهرا از مسلمات است كه محدثان ديگر مانند نسائى وابن حبان و ... نيز آن را روايت كردهاند و امثال البانى سندش را صحيح دانستهاند.