امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٦٣ - ابوطالب و مرگ بدون ايمان
حال چگونه ممكن است ابوطالب كه فراوان در مدح پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و حق بودن دين آن حضرت و مانند دعوت موسى بودن دعوت و دين آن حضرت و راست وصدق بودن دعوت و سخنان آن حضرت سخنان و اشعار فراوان گفته و ديگران را به نصرت و پيروى از آن حضرت فراخوانده و تشويق كرده است، به سخن دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله امثال ابوجهل گوش داده باشد و از مذمت آنها بهراسد! اگر ابوطالب از مذمت مشركين مىترسيد، در طول ده سال نيز با همان تفكر غير خدايى نصرت آن حضرت را ترك مىكرد. و اين واقعيت نيز به كذب بودن اين افسانه تأكيد مىكند. ابن حجر برخى اخبارى را كه دلالت بر ايمان ابوطالب مىكند در «الاصابه» شرح حال ابوطالب وارد كرده و به خاطر امثال اين اكاذيب زهرى آنها را رد كرده است و حال آنكه اين اخبار و احاديث در واقع قابل رد هستند، اما دلائل ايمان ابوطالب آن قدر فراوان است كه اين نوع اخبار هرگز نمىتواند كوچكترين خدشه در آنها وارد كند. براى شناخت جايگاه ابوطالب همان دو خبرى كه در شرح حال عمرو بن عاص ذكر كرديم، كفايت مىكند و اهل سنت پارهاى از آن مناقب و خدمات والا و وصفنشدنى ابوطالب در دفاع از اسلام را كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از وفات ابوطالب از آن ياد كردهاند، به ابوبكر نسبت داده و آن را از مناقب وى خوانده و به آن افتخار مىكنند، ولى در مقابل با پيروى از اخبارى كه دشمنان اميرالمؤمنين عليه السلام به خاطر خدشه وارد كردن به جايگاه اميرالمؤمنين عليه السلام جعل كردهاند، خدمات واقعى و به مراتب والايى را كه جهت افتخار براى ابوبكر برخى از آن را در مورد وى نقل كردهاند، ناديده گرفته و به چنين تهمتها در مورد او چنگ زدهاند و حال آنكه سيره خليفه اول آن اخبار را كه در مورد او نقل كردهاند، تكذيب مىكند، ولى اخبار دفاع بىامان ابوطالب از مسلمات تاريخ اسلام است.
همچنين بايد توجه داشته باشيم كه اميرالمؤمنين عليه السلام در برخى نامههاى خود به معاويه به اينكه او و پدرش در شرك به سر بردهاند تأكيد نموده و حتى در نامهى