امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٨ - احتمال عمر بن خطاب بر اهل جهنم و منافق بودنش
شواهد ديگر بىاساس بودن اين نوع احاديث اخبار ذيل است:
احتمال عمر بن خطاب بر اهل جهنم و منافق بودنش
١. مسروق عن أم سلمة قالت: دخل عليها عبدالرحمن بن عوف فقال: يا أمه قد خفت ان يهلكنى كثرة مالى انا اكثر قريش مالا. قالت: يا بنى انفق فانى سمعت النبى يقول: من اصحابى من لا أراه ولا يرانى بعد ان أموت ابدا. قال: فبلغ ذلك عمر فأتاهما يشتد او يسرع فقال: أنشدك الله انا منهم؟ قالت: لا ولا أبرئ بعدك احدا ابدا؛[١] عبدالرحمن بن عوف به ام المؤمنين ام سلمه وارد شد و گفت: اى مادر، مىترسم كه كثرت مالم مرا هلاك كند و من از هر قريشى ثروتم بيشتر است. ام سلمه گفت: اى فرزندم، انفاق كن. همانا من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: از اصحابم كسانى هستند كه بعد از مرگم من آنها را نمىبينم وآنها نيز مرا نخواهند ديد. اين خبر به عمر بن خطاب رسيد و او با عجله به نزد آنها رفت و گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم، (بگو) آيا من نيز از آنها هستم؟ گفت: نه و بعد از تو هرگز من كسى را تبرئه نخواهم كرد.
اين حديث را مسروق و شقيق بن سلمه روايت كردهاند و هيثمى دو سند از اين حديث را و شعيب ارنؤوط در حاشيه «مسند احمد» در همه چهار مورد و عبدالغفور بلوچى در حاشيه «مسند بن راهويه» و البانى سند اين حديث را صحيح دانستهاند.
٢. ان عمر قال: يا حذيفه بالله انا من المنافقين؟ قال: لا ولا اومن منها احدا بعدك؛[٢] عمر
[١] . مسند ابن راهويه، ج ٤، ص ١٤٠، ح ١٩١٣؛ مسند احمد، ج ٦، ص ٢٩٨ و ٣٠٧ و ٣١٢ و ٣١٧، ح ٢٦٥٩١ و ٢٦٦٦٣ و ٢٦٧٠١ و ٢٦٧٣٦؛ مجمع الزوائد، ج ١، ص ١١٢، ج ٩، ص ٧٢؛ احاديث صحيحه البانى، ج ٧، ص ١٨٣، ح ٢٩٨٢.
[٢] . مقدمه فتح البارى، ٤٠٢؛ فتح البارى، ج ٨، ص ٤٨٧؛ ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ١٠٧، رقم ٣٠٣١؛ تاريخ الاسلام، ج ١، ص ٤٩٤؛ البداية والنهايه، ج ٥، ص ٢٥؛ تفسير ابن كثير، ج ٨، ص ٤٨٧؛ تفسير طبرى، ج ١١، ص ١٦.