امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٥٤ - زهرى و تهمت آشكار بر اميرالمؤمنين عليه السلام
وجُوهِ بَنِى عَبْدِ الْمُطَّلِبِ الْمَوْتَ فَاذْهَبْ بِنَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَنَسْأَلَهُ فِيمَنْ يَكُونُ الْأَمْرُ فَإِنْ كَانَ فِينَا عَلِمْنَا ذَلِكَ و ان كَانَ فِى غَيْرِنَا أَمَرْنَاهُ فَأَوْصَى بِنَا قَالَ عَلِى: واللَّهِ لَئِنْ سَأَلْنَاهَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَيَمْنَعُنَا لَا يُعْطِينَاهَا النَّاسُ أَبَدًا وإِنِّى لَا أَسْأَلُهَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله أَبَدًا؛[١] عباس عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام زمانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آستانه رحلت قرار داشتند گفت: بيا با هم برويم و از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كنيم كه خلافت پس از آن حضرت از آن كيست و اگر از آن ما بود از آن آگاه مىشويم و اگر در غير ما بود از آن حضرت مىخواهيم در مورد ما به صاحب خلافت توصيه كنند! ولى على عليه السلام گفت: به خدا سوگند اگر خلافت را از آن حضرت سؤال كنيم ما را از آن منع مىكند و سپس مردم هرگز آن را به ما نخواهند داد و من هرگز آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال نخواهم كرد.
اين حديث خيلى جالب است و در شرح حال امام بخارى اشارهاى به اين شده بود. اشكالات اين خبر:
١. اين حديث به ابن عباس نسبت داده شده است در حالى كه ابن عباس احاديث فراوان در مورد خلافت بلا فصل اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است.
٢. ابن عساكر اين حديث را از عكرمه از ابن عباس روايت كرده است كه سند آن به وجود عكرمه كه به ابن عباس نسبت كذب مىداده موضوع است و همچنين ابن لهيعه در سند آن است كه او شيعه خوانده شده و بعيد است چنين كذبى را نقل كرده باشد و همچنين حرمله بن يحيى در سند آن تضعيف شده است و ابوحاتم و فرهادانى او را تضعيف كردهاند گرچه برخى ديگر او را توثيق كردهاند. پس اين سند از اصل با وجود عكرمه باطل است.
[١] . صحيح بخارى، كتاب المغازى، باب: مرض النبى صلى الله عليه و آله ووفاته، ج ٤، ص ١٦١٥، ح ٤٤٤٧، كتاب الاستئذان، باب: المعانقة وقول الرجل كيف اصبحت، ج ٥، ص ٢٣١١، ح ٦٢٦٦؛ تاريخ الكبير بخارى، ج ٥، ص ١٧٨، رقم ٥٦٢؛ مسند احمد.