امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٦١ - نسبت بىعدالتى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
ألا تحبين ما أحب. قالت: بلى فرجعت إليهن فأخبرتهن فقلن: ارجعى إليه فأبت أن ترجع فأرسلن زينب بنت جحش فأتته فأغلظت وقالت: إن نساءك ينشدنك الله العدل فى بنت ابن أبى قحافة فرفعت صوتها حتى تناولت عائشة وهى قاعدة فسبتها حتى إن رسول الله صلى الله عليه و آله لينظر إلى عائشة هل تكلم قال: فتكلمت عائشة ترد على زينب حتى أسكتتها قالت: فنظر النبى صلى الله عليه و آله إلى عائشة وقال: إنها بنت أبى بكر؛[١] همسران پيامبر صلى الله عليه و آله دو حزب بودند: يكى عائشه، حفصه و سوده، ديگرى امسلمه و بقيه زنان. مردم دريافته بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله عائشه را دوست دارند. لذا اگر كسى هديهاى براى آن حضرت داشت آن را نگه مىداشت و در نوبت عائشه براى آن حضرت مىبرد. حزب امسلمه به او گفتند: به پيامبر صلى الله عليه و آله بگو تا به مردم بگويد: هر كه هديهاى دارد آن را زمانى كه حضرت در منزل هر كدام از همسرانش كه هستند بدهد، امسلمه با پيامبر صلى الله عليه و آله صحبت كرد، ولى حضرت به او هيچ پاسخى ندادند. زنها اصرار كردند و امسلمه سه بار با حضرت كراراً صحبت كرد و ضرت بار سوم فرمودند: مرا در مورد عائشه آزار مده، همانا وحى بر من نازل نشد كه من در رختخواب يكى از همسرانم به جز عائشه باشم. امسلمه گفت: به سوى خدا توبه مىكنم از اينكه شما را آزار دهم اى رسول خدا. سپس همسران پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه دختر آن حضرت صلى الله عليه و آله را خواستند و به سوى آن حضرت فرستادند تا بگويد: همانا همسرانت تو را به خدا سوگند مىدهند كه در مورد دختر ابوبكر عدالت را رعايت كنى. حضرت صلى الله عليه و آله به فاطمه فرمودند: مگر دوست ندارى آنچه را كه من دوست دارم؟ او گفت: آرى، دوست دارم وخبر را به زنان
[١] . صحيح بخارى، كتاب الهبة، باب: من اهدى الى صاحبه، ج ٢، ص ٢١١، ح ٢٥٨١؛ صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب في فضل عائشة، ج ٤، ص ١٨٩١، ح ٢٤٤٢؛ ادب المفرد بخارى، ص ١٢٣، ح ٥٥٩؛ سنن الكبرى نسائى ....