امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٧ - اما دلائل خارجى بىاساس بودن اين نوع اخبار
ترمذى، البانى و شعيب ارنؤوط سند اين خبر را صحيح دانستهاند. (اين ترتيب همچنين در گذشته نيز در حديث عمرو بن عاص وارد شده بود كه اشاره كرديم.)
٣. قال عمر: لو أدركت أباعبيدة لاستخلفته فإن سألنى ربى قلت: يا رب إنى سمعت نبيك يقول: إنه أمين هذه الامة ولو أدركت سالما مولى أبيحذيفة لاستخلفته فإن سألنى ربى قلت: يا رب إنى سمعت نبيك يقول: إنه يحب الله ورسوله حبا من قبله ولو أدركت معاذ بن جبل لاستخلفته فإن سألنى ربى قلت: يا رب إنى سمعت نبيك يقول إذا اجتمعت العلماء بين يدى يوم القيامة كان بين أيديهم قذفة بحجر؛[١] عمر بن خطاب قبل از مرگ مىگفت: اگر ابوعبيده جراح را درك مىكردم (اگر او زنده بود) حتماً او را خليفه قرار مىدادم ... و اگر سالم غلام ابوحذيفه را درك مىكردم حتماً او را خليفه قرار مىدادم ... اگر معاذ بن جبل را درك مىكردم حتماً او را خليفه قرار مىدادم ....
در «تاريخ المدينه، ابن شبه كه با سند صحيح روايت شده به اين سه نفر اسم خالد بن وليد نيز ضميمه شده است.
اين خبر با سندهاى صحيح از عمرو بن ميمون، ابن عباس، ابن سهل، ثابت بن حجاج، ابوعجفاء شامى وشهر بن حوشب روايت شده است.
البته اخبار فراوان ديگر نيز وارد شده است كه همه دلالت مىكند احاديثى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت داده شده كه در آن به ترتيب خلافت خلفاء، حديث وارد كردهاند؛ همه پس از گذشت زمان خلافت خلفاء به اين ترتيب، جعل و وضع شده است و اگر تقدير الهى پيشى نمىگرفت و هدف عمر بن خطاب در خليفه قرار دادن ابوعبيده و يا معاذ و يا سالم و يا خالد محقق مىگشت، امروز مسلمين شاهد اين نوع احاديث در كتب حديثى نبودند و به جاى آن يكى از اين چهار نفر را در احاديث دستگاه معاويه مشاهده مىكردند.
[١] . تاريخ المدينة ابن شبة، ج ٣، ص ٨٨٦ و ٨٧٩ و ٩٢٢؛ طبقات الكبرى، ج ٣، ص ٥٩٠ و ٢٤٨؛ تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٩٣؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٢٦٨؛ الاستيعاب، ج ٢، ص ٥٦١؛