امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٤٥ - نوكرى شعبى بر بنى اميه و حجاج بن يوسف سقفى
اينكه قرآن را بين دو لوح جمع كنم و عبايم را بر پشتم نگذاشتم تا اينكه قرآن را جمع كردم.
اين خبر از مسلمات است، ولى در كتابهاى ديگر برخى براى تأييد عقيدهاى خود مطالبى را بر آن اضافه كردهاند كه اخبار مسلم ديگر آن را تكذيب مىكند.
قال ابن حجر: وقد ورد عن على أنه جمع القرآن على ترتيب النزول عقب موت النبى أخرجه ابن أبى داود؛[١] ابن حجر مىگويد: از على روايت شده كه او پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن را با ترتيب نزولش جمع كرد.
امت اسلامى بايد از خود سؤال كند كه اين قرآن كجاست! و چه سبب شد كه از اين قرآن محروم گشت!
البته بايد توجه داشته باشيم؛ قرآنى كه اميرالمؤمنين عليه السلام جمع كردند هيچ فرقى با قرآن حاضر از جهت شمار آيات و سور ندارد و تنها فرقش در اين است كه «شأن نزول» و «ترتيب نزول» و «ناسخ و منسوخ» در مورد تمام آيات بيان شده است. اگر آن در دسترس مردم بود ديگر كسى نمىتوانست به دلخواه خويش قرآن را معنا و تفسير كند و نزول آيات را در مورد هر كه دوست دارد تطبيق سازد.
نوكرى شعبى بر بنى اميه و حجاج بن يوسف سقفى
قبل از اين با نمونهى از نوكرى شعبى آشنا شديم.
١. شعبى به نزد عبدالملك بن مروان وارد شد كه شخصى نزد او بود، گفت: اى اميرالمؤمنين عليه السلام اين شخص كيست؟ گفت: وليد بن عبدالملك است. شعبى شعرى در مدح وليد و اينكه او آيندهى نيكويى دارد سرود.[٢]
٢. شعبى مىگويد: عبدالملك بن مروان از حجاج بن يوسف خواست تا مردى را از نزد خودش كه علامه است به نزد او بفرستد، پس حجاج مرا فرا خواند و به نزد
[١] . فتح البارى، ج ٩، ص ٣٤ و ٤٢؛ الاتقان، ج ١، ص ١٩٥، ح ١٨٣؛ سبل الهدى والرشاد، ج ١١، ص ٣٣٥.
[٢] . تاريخ ابن عساكر، ج ٢٥، ص ٢٨٤.