امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٥١ - عذاب شدن گذشتگان به خاطر گريه زندهها و تناقض ديگر بخارى
امرأة امرأة، وهو يضربن بالدرة حتى خرجت أم فروة وفرق بينهن؛[١] سعيد مىگويد: وقتى ابوبكر از دنيا رفت زنها براى او گريه كردند، پس عمر گفت: همانا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مرده به خاطر گريه زنده بر او عذاب مىشود. ولى زنها به سخن عمر گوش ندادند و به گريه ادامه دادند. پس عمر به هشام گفت: برخيز وزنها را خارج بكن. ولى عائشه گفت: تو را بيرون مىكنم. عمر گفت: داخل شو من به تو اجازه دادم. پس او داخل شد وعائشه گفت: آيا تو مرا بيرون مىكنى اى فرزندم. او گفت: ولى به تو اجازه دادم. و بعد شروع كرد يك به يك به كتك زدن زنها با شلاق تا اينكه امفروه (همسر ابوبكر) بيرون آمد وبين آنها جدايى انداخت.
عن عمرو بن دينار قال: لما مات خالد بن الوليد اجتمع في بيت ميمونة نساء يبكين فجاء عمر ... فكان يضربهن بالدرة فسقط خمار امرأة منهن فقالوا: يا أميرالمؤمنين، خمارها. فقال: دعوها فلا حرمة لها. وكان يعجب من قوله: لا حرمة لها؛[٢] وقتى خالد بن وليد از دنيا رفت زنها در خانه ميمونه جمع شدند وبراى او گريه مىكردند. پس عمر آمد ... وآنها را با تازيانه مىزد. روسرى يكى از آن زنها افتاد، مردم گفتند: اى اميرالمؤمنين، روسرى او افتاد. عمر گفت: او را ول كنيد، او احترامى ندارد. راوى از سخن عمر كه گفت: او احترامى ندارد تعجب مىكرد. اين سند مرسل صحيح و رجالش ثقات هستند.
البته چنانكه اشاره شد، در جواز گريه بر ميت و همچنين گريهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر گذشتگان و به خصوص بر مادرشان در سر قبر، اخبار فراوان است وآنچه ذكر كرديم، براى شناخت تناقضات بخارى در صحيحش وبىاساس بودن نسبت «عذاب شدن
[١] . المصنف عبد الرزاق، ج ٣ ف ص ٥٥٦، ح ٦٦٨٠؛ الاصابه ابن حجر، ج ٦، ص ٤٢٧، ح ٨٩٩٤، ج ٨، ص ٤٤٨، ح ١٢٢٠١؛ فتح البارى، ج ٥، ص ٥٤. كنز العمال، ج ١٥، ص ٧٣٢، ح ٤٢٩١١، به نقل از ابن راهويه وسندش را صحيح دانسته است.
[٢] . المصنف عبد الرزاق، ج ٣، ص ٥٥٧، ح ٦٦٨١؛ كنز العمال، ج ١٥، ص ٧٣٠، ح ٤٢٩٠٥.