امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٢٠ - بخارى و هميشه بر حق بودن مردم شام
احاديث متواتر و مسلم در رابطه با اهل بيت عليهم السلام را با پيروى از هوا و هوس رد و انكار مىكند، به اين حديث بارها استدلال كرده و همچنين گفته است: معاويه به اين خبر در جنگ در برابر اهل عراق (در جنگ با اميرالمؤمنين عليه السلام) استناد مىكرد.[١]
پس چنانكه ملاحظه مىكنيد براى ابن كثير و معاويه جهت فريب مردم مىشود به هر دروغى استناد نمود.
بايد دقت داشته باشيم مالك بن يخامر كه چنين نسبتى را به معاذ داده اولا: اهل شام است و معلوم است كه از نوكران معاويه بوده. ثانيا: او پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را درك نكرده، ولى سخن كذب ديگرى را نيز به آن حضرت نسبت داده و چنين روايت كرده است: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خدايا بر عمرو بن عاص درود بفرست، همانا او تو و پيامبرت را دوست دارد.»[٢] البته اصل اين حديث نزد ابن عساكر با درود به ابوبكر، عمر، عثمان، ابوعبيده جراح شروع شده و سپس با درود به عمرو بن عاص پايان يافته است كه ذهبى آن را مختصر نقل كرده است.
اين دو خبر مىرساند كه اولا: چگونه اهل شام براى جلب رضايت معاويه راحت حديث وضع مىكردهاند. ثانيا: ابن عساكر و بالتبع ديگران بعد از نقل اين خبر در مورد سند آن به سخن ابن عساكر اشاره كرده و گفتهاند: مضافا بر مرسل بودن اين خبر، بين يزيد بن ابىحبيب و ابن يخامر نيز انقطاع است. ولى اين سخن صحيح نيست؛ زيرا: اولا: ابن يخامر سال ٧٢ از دنيا رفته و ابن ابىحبيب راوى از او، سال ٥٣ به دنيا آمده است (پس راحت مىتواند او را درك كرده باشد.) ثانيا: ابن ابىحبيب از رجال صحاح سته و ثقه است و كسى هم او را حتى مدلس نخوانده است. پس مىتوان گفت: گرچه در سند حديث مورد بحث ابن جابر ضعيف است، ولى اين كار، كار مالك بن يخامر بوده كه
[١] . البدايه والنهايه ابن كثير، ج ٨، ص ١٣٥.
[٢] . سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٦٥، رقم ١٥ شرح حال عمرو بن عاص؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٦، ص ١٣٦؛ كنز العمال، ج ١١، ص ٧٥٧، ح ٣٣٦٨٤؛ سبل الهدى والرشاد، ج ١١، ص ٢٤١.