امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٠٨ - تعجب از سخن گفتن گوسفند و يا گرگ
همانا من و ابوبكر و عمر به اين (سخن گفتن گرگ ايمان مىآوريم وباور داريم). حال آنكه ابوبكر و عمر در آن زمان حضور نداشتند.
در خبر سوم مىگويد: به هر دو تعجب كردند و در هر دو، حضرت اين سخنان را فرمودند.[١]
چنانكه ملاحظه مىشود اولا: اين حديث از دو شخص مجروح ابوهريره وزهرى نقل شده است. و ثانياً: بالأخره مردم از سخن گفتن گاو به تعجب آمدند و يا گوسفند! ثالثاً: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين داستان را هميشه بازگو مىفرمودند و يا يك مرتبه! رابعاً: چگونه چنين اخبار را تنها اين افراد متهم و ناصبى شنيدهاند و از ديگران مخفى مانده است! خامساً: سخن گفتن گاو و گوسفند را كه آن را با اذن پروردگار متعال مخاطب بشنود افراد جاهل نيز چنين داستانى را اگر از كسى بشنوند مىتوانند باور كنند و ايمان بياورند چه رسد بر اينكه گوينده آن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باشند، پس چگونه صحابه از آن تعجب كردهاند. همچنين چوپان گوسفند را نجات داد يا نه! كدام يك صحيح است. گرگ انسان را مىخورد! پس چگونه چوپان جرأت كرده و به گرگ جهت نجات يك گوسفند حمله كرده است! و همچنين كجا گرگ جهت محافظت و نگهدارى گوسفندان انتخاب شده است كه گرگ گفته باشد: روزى كه ديگر حيوانات وحشى به گوسفندان حمله كنند چه كسى جز من از گوسفندان دفاع و نگهبانى خواهد كرد!
البته چنانكه بارها اشاره شد گذشته از تناقضات و ضعف سند در اينگونه اخبار، اين اخبار و اخبار مانند آن هيچ همخوانى با سيره شيخين ندارد. مگر آنها چه صفات والاى داشته و چه كارهاى شايستهى از خود در حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به جا گذاشتهاند كه حضرت چنين سخنان را در حق آنها فرموده باشند!؟
[١] . صحيح بخارى، كتاب المزارعة، باب: استعمال البقر للحراثة، ج ٢، ص ٨١٨، ح ٢٣٢٤.