امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٨٨ - ٢ اما مسأله سد ابواب
است.
امكان ندارد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده باشند: اگر خليل مىگرفتم، آن ابوبكر بود، و يا به خدا پناه مىبرم از اين كه كسى را غير از خدا خليل بگيرم و ...، و با اين وجود اين همه صحابه بدون توجه و ارزش قائل شدن به آن، آن حضرت صلى الله عليه و آله را خليل خود خطاب كرده باشند.
٢. اما مسأله سد ابواب:
به تواتر ثابت شده است و ٢٦ نفر از صحابه روايت كردهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با امر خداوند متعال تمام ابواب جز باب اميرالمؤمنين عليه السلام را بر مسجد بستهاند.[١] و اين راويان از صحابه اين داستان را پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كردهاند. اگر چنين اتفاقى در مورد ابوبكر پيش آمده بود، قطعاً به آن اشاره مىكردند. در حديث بستن ابواب وخوخه جز باب ابوبكر ظاهرش اين است كه در آن زمان به مسجد ابواب باز بوده است، و حال آنكه اين حديث متواتر اين مطلب را تكذيب مىكند و همچنين اين امر شامل اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مىشود و بايد باب اميرالمؤمنين عليه السلام را نيز بسته باشند و اگر بسته بودند اين همه صحابه پس از آن حضرت اين حديث را روايت نمىكردند و يا هنگام روايت آن، به هر دو داستان اشاره مىكردند و همچنين واقعيتهاى ذيل اين را نيز تكذيب مىكند.
١. عن ابن عمر قال: قال عمر بن الخطاب او قال أبي: لقد اوتى على بن أبى
[١] . مسند احمد، ج ١، ص ١٧٥، ح ١٥١١ و ٣٠٦٢، ج ٢، ص ٢٤، ح ٤٧٩٧، ج ٤، ص ٣٦٩، ح ١٩٣٠٦؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٥٩٧، ح ٣٧٢٧ و ٣٧٣٢؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١١٨ و ١١٩؛ ١٣٨، ح ٨٤٢٣ الى ٨٤٢٨؛ مسند بزار، ج ٢، ص ١٤٤ و ٣١٨، ح ٥٠٦ و ٧٥٠، ج ٤، ص ٣٦، ح ١١٩٥؛ مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٥٠٠؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٥، ح ٤٦٣١ و ٤٦٣٢؛ فتح البارى، ج ٧، ص ١٢ و ١٤ و ١٥؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١١٤ و ١١٥ و ١٢٠.